معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٦٣ - آداب قرائت و بقيّه اعمال نماز
در كوى دوست شوكت شاهى نمىخرند
اقرار بندگى كن و دعوى چاكرى
پس سر از سجده بردار و تكبير گوى و از گناهان استغفار كن و ثانيا به سجده برو.
و از حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-پرسيدند از معنى سجده،فرمود:«سجده اوّل اشاره به آن است كه:اوّل ما خاك بود.و سر برداشتن اشاره به خلق شدن از خاك است.و سجده دوّم اشاره است به اينكه:باز عود به خاك خواهيم كرد.و سربرداشتن از آن اشاره به آن است كه:باز از آن بيرون خواهيم آمد». [١]
و چون از سجده فارغ شدى بايد تشهّد به جا آورى.
پس بدان كه:تشهّد كه عبارت است از:شهادت به وحدانيّت الهى و رسالت حضرت رسالت پناهى،اشاره به آن است كه:آنچه اعمالى كه كردهام از قرائت و قيام و ركوع و سجود و ذكر و تسبيح،هيچ يك را قابليّت قبول نيست و بجز شرمندگى و خجلت از آنها چيزى حاصل نه.و گويا هيچ عملى از من سر نزده پس تهيدست به درگاه الهى رو آوردهام.و چون خدا فرموده است كه:«لا اله الاّ اللّه»قلعه محكم من است پس هر كسى داخل شود از عذاب من ايمن مىگردد» [٢] پناه به اين قلعه مىآورم و بجز شهادت بر وحدانيّت خداى و رسالت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-عملى و دست آويزى ندارم.
پس اصل ايمان را وسيلۀ خود سازى و متوسّل به پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-و آل او گردى و صلوات بر او و آل او فرستى و اميد ده صلوات از او داشته باشى.
-همچنانكه در اخبار وارد شده-و اگر يكى از آنها به تو عايد شود به رستگارى ابدى فايز گردى.
و چون متوجّه سلام دادن شوى بايد خود را در حضور سيّد المرسلين و ملائكۀ مقرّبين و بقيّۀ انبياى سابقين و ائمّۀ طاهرين و كرام الكاتبين فرض كنى و همۀ ايشان را در دل خود حاضر سازى.پس ابتدا سلام كنى بر پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله و سلّم-خود كه سالار همه و واسطۀ هدايت و ايمان توست و بگويى:«السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته».پس متوجّه جميع شوى و بر ايشان سلام كنى.
و زنهار!كه چون بازى كنندگان،بدون حضور ايشان در دل خود زبان به سلام نگشايى.و چون مقتداى جماعتى باشى در سلام خود ايشان را نيز قصد نمايى.و چون متذكّر اين معانى گردى اميد قبول نماز خود را داشته باش.
و زنهار!كه به غفلت و بازيچه داخل نماز نشوى.
[١] مستدرك الوسائل،ج ١،ص ٣٣١،باب ١٤،ح ١.
[٢] بحار الأنوار،ج ٣،ص ٦.