معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨١٩ - صبر در حال رفاهيّت و نعمت
بگويد ابتدا در آن تأمّل بكند تا مشتمل بر معصيتى نباشد.و چون در آن معصيتى بيند زبان خود را از آن نگاهدارد.و اگر زبان او به اطاعت او نباشد عزلت اختيار كند و از تكلّم با مردمان كناره گيرد تا زبان او به اطاعت او در آيد.
و چون معصيت دل به فكرهاى فاسده و وساوس بيهودۀ باطله بسيار از زبان آسانتر است،زيرا آن احتياج به ديگرى ندارد و به اين جهت ترك آن و صبر نمودن از آن در غايت اشكال است.
حتّى اينكه بعضى گفتهاند كه:«ترك آن مقدور نيست مگر از براى كسى كه همه فكرهاى آن يك فكر گردد.و دل او را فكر خدا چنان فرو گيرد كه:ديگر به هيچ يادى نپردازد».
و بيشتر فكرهاى آدمى يا در امرى است كه:گذشته است و دسترسى به آن نيست،يا در امرى است كه:آينده است و نمىداند چه خواهد شد.و هر كدام كه باشد فكر باطل و تضييع روزگار است،زيرا مايۀ تحصيل سعادت،و كمال دل است.پس هرگاه لحظهاى دل،غافل شود از ياد خدا و فكر در معارف إلهيّه،آدمى مغبون و محروم است.
دوّم:در امورى كه حصول آنها مقدور آدمى نيست و ليكن قدرت بر مكافات آن دارد،مثل اذيّتى كه از ديگرى به او برسد.و مكروهى از آن نسبت به او صادر شود،زيرا آن اذيّت به اختيار خود به او نرسيده و ليكن قدرت بر مكافات و انتقام از اذيّت رساننده دارد.و صبر بر اين،آن است كه:ترك مكافات كند و از انتقام او در گذرد.و اين از مراتب عاليۀ صبر است.و از اين جهت خداى-تعالى-به پيغمبر خود خطاب فرمود كه:
« فَاصْبِرْ كَمٰا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ ».يعنى:«صبر كن همچنان كه پيغمبران اولوا العزم صبر كردند». [١]
و فرمود:« فَاصْبِرْ عَلىٰ مٰا يَقُولُونَ ».يعنى:«صبر كن بر آنچه مىگويند». [٢]
و فرمود:« وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصّٰابِرِينَ ». [٣]
خلاصۀ معنى آنكه:«اگر انتقام كشيد و عقاب كنيد،مثل آنچه به شما كردهاند به جا آوريد.و اگر صبر كنيد و از انتقام بگذريد آن از براى اهل صبر بهتر است». [٤]
و حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«تو صله به جا آور نسبت به كسى كه از تو قطع كند.و عطا كن به كسى كه تو را محروم مىسازد.و عفو كن از كسى كه تو را
[١] احقاف(سورۀ ٤٦)،آيۀ ٣٥.
[٢] طه(سورۀ ٢٠)،آيۀ ١٣٠.
[٣] نحل(سورۀ ١٦)،آيۀ ١٢٦.
[٤] نحل،(سورۀ ١٦)،آيۀ ٣٥.