معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٢٨ - تقسيم دنيا به مذموم و غير مذموم
نيست.و به اين سبب وثوق و اعتماد به خدا كم مىشود و عاقبت منجر به سلب توكل و ترجيح مخلوق بر خالق مىگردد.و اين منافى مقتضاى ايمان و معرفت خداوند منّان است.
فصل:تقسيم دنيا به مذموم و غير مذموم
از آنچه مذكور شد معلوم گرديد كه:حقيقت خود دنيا چيزى است.و در حقّ بندگان،چيز ديگر و اوّلى كه زمين و اعيان موجود در آن باشد،بدى و مذمّتى ندارد.
بلكه دنياى مذموم آن دنياى در حق بندگان است،كه دلبستگى ايشان به اعيان مذكور،و گرفتارى ايشان به آنها،و استيفاى لذّات خود از آنها باشد.و دانستى كه:اين نيز بر دو قسم است:
يكى آنكه:علاقه به آن،و گرفتارى به اصلاح آن،و التذاذ از آن،به آن جهت بود كه:وسيلۀ آخرت باشد و به كار سراى جاويد بيايد.و اين قسم نيز ممدوح و مستحسن است.
و قسم ديگر،آن قسمى است كه:به زبان همۀ پيغمبران،ملعون،و در همۀ ملل و اديان مذموم است.و آن،اين است كه:علاقه و گرفتارى و التذاذ از آن،نه از پى اصلاح امر آخرت باشد و نه در تهيۀ سفر عالم قدس به آن احتياجى بوده باشد،بلكه به مجرّد خواهش نفس باشد،و هوا و هوس،عبارت از همين لذات است،كه خداوند-رؤف- بهشت را وعده فرموده است به هر كه خود را از آن باز دارد.و همين علاقه است كه:
بيشتر امراض دل از آن متولّد مىشود.و منشأ بسيارى از صفات خبيثه مىگردد،چون:
ريا و حسد و حقد و عداوت و كبر و دغل و تفاخر و حبّ مدح و سوء ظن و طمع و حرص و امثال اينها.و همين گرفتارى بدن است كه:آدمى را از كار آخرت باز مىدارد، زيرا كه:اين گرفتارى عبارت از:شغلهاى دنيويّه،از:حرف و صناعتهايى كه مردم خود را به آن مشغول ساختهاند،به نحوى كه خود و خالق خود را بالمرّه فراموش كردهاند،و از كارى كه به جهت آن خلق شدهاند غافل ماندهاند.و اگر بدانند كه:فايدۀ اين كسبها و شغلها چيست و به قدر ضرورت خود را مشغول آنها كنند كجا به دنيا چنين فرو مىروند و روز و شب خود را به آن صرف مىنمايند.
وليكن چون حكمت آمدن به دنيا و قدر نصيب خود از اين عاريت سرا را نفهميدند، پا از قدر حاجت بالاتر نهاده و خود را به مشاغل دنيويّه گرفتار كردند.و چون از عقب هر شغلى مشغلۀ ديگر،بلكه چندين مشاغل بىنهايت به يكديگر متّصل مىشود،به اين جهت از مقصود باز مىمانند و به مشغلههاى بىحد گرفتار مىشوند.
آرى:شغل دنيا چنين است،چون در يك شغل گشوده شد در ده شغل ديگر از پى آن وا مىشود.و هر يك از آن ده در را نيز درهاى ديگر از عقب مىرسد.و همچنين إلى غير النهايه.