معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٢٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
از خوراك و پوشاك و ساير آنچه به آن احتياج دارد مهيّا سازد تا مضطر به بعضى اعمال و افعال ناشايست نگردد.
و مخفى نماند كه:صفت غيرت اگر چه خوب،و در نظر شرع و عقل مستحسن و مرغوب است،اما بايد كه به حد افراط نرسد و آدمى به نحوى نشود كه بىسبب به اهل خود بدگمان،و بر ايشان تنگ بگيرد،و در صدد تجسس باطن ايشان برآيد،زيرا كه همچنان كه در حديث وارد شده است كه:«زن مانند استخوان كجى است،اگر بخواهى او را راست كنى مىشكند». [١]
و از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«بعضى از انواع غيرت است كه خدا و رسول آن را دشمن دارند و آن اين است كه:مرد بىجهت بر اهل خود غيرت نمايد». [٢]
و بالجمله مبالغه در تفحص و تفتيش از احوال اهل و حرم خود نمودن نالايق،و با طريقه شريعت موافق نيست،زيرا كه در اين وقت مرد،از ظن بد خالى نخواهد بود،و آن شرعا مذموم است-چنانكه مذكور خواهد شد.
غيرت در اولاد و تربيت آن
و اما مقتضاى غيرت بر اولاد،آن است كه:در ابتداى امر،مراقب احوال او باشى.و از براى پرستارى و شيردادن او زنى صاحب عفت و صلاح معين نمائى.و غذاى او را از حلال مهيّا سازى،زيرا كه طفلى كه گوشت او از شيرى كه از غذاى حرام به هم رسيده متكوّن شود طبع او خبيث مىشود،و طينت او از خباثت سرشته مىگردد.و چون به سرحد تميز رسد بايد او را از آداب نيكان بياموزى.و آداب خوردن و گفتن و نشستن و برخاستن و غير اينها به او ياد دهى.
پس او را بياموزى كه:نخورد مگر با دست راست.و در وقت شروع به چيز خوردن،«بسم اللّه»بگويد.و از نزد خود لقمه برگيرد.و به هر طرف دراز نشود.و پيش از ديگران دست به طعام نبرد.و نيز به طعام و كسانى كه طعام مىخورند نگاه نكند.و به شتاب غذا نخورد.و لقمه را نيك بجايد.و دست و جامه را به آنچه مىخورد آلوده نسازد.و پرخورى و شكم پرستى را عادت نكند.و بايد در نزد طفل مذمت پرخورى را نمود.و مدح قناعت و كم خورى را كرد.و او را چنان پروريد كه در بند غذا نباشد،و به
[١] وسائل الشيعه،ج ١٤،ص ١٢٤،ح ٣.
[٢] سنن دارمى،ج ٢،ص ١٤٩.و مستدرك حاكم،ج ١،ص ٤١٨.