معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٢٨ - محبّت خدا از نظر پيامبران الهى
از باد صبا دم تو جويند
با خاك زمين،غم تو گويند
اى خدا!اى كسى كه انوار ذات پاكش روشنى بخش ديده محبّان بارگاه،و پرتو خورشيد جمالش مشتاق دلهاى بندگان آگاه است.
اى به يادت تازه جان عاشقان
ز آب لطفت تر،زبان عاشقان
اى غايت مقصد دل مشتاقان!و اى نهايت آرزو و آمال دوستان!از تو دوستى را مىطلبم و دوستى دوستان تو را و دوستى هر عملى را كه مرا به تو نزديكتر سازد». [١]
و در مناجات يازدهم عرض مىكند كه:«اى خدا!سوزش دل مرا خنك نمىسازد مگر زلال وصال تو.و شعلۀ كانون سينۀ مرا فرو نمىنشاند مگر لقاى تو.آتش اشتياق مرا خاموش نمىكند مگر ديدار تو.اضطراب من سكون نمىيابد مگر در كوى تو.و اندوه مرا زايل نمىكند مگر نسيم گلشن تو.و بيمارى مرا شفا نمىبخشد مگر دواى مرحمت تو.و غم مرا تسلى نمىدهد بجز قرب آستانۀ تو.و جراحت سينۀ مرا بهبود نيست مگر به مرهم لطف تو.و زنگ آئينه دل مرا نمىزدايد مگر صيقل عفو تو». [٢]
به امّيد تو من اميّدها را
بر اوراق فراموشى نوشتم
و در مناجات دوازدهم عرض مىكند كه:«بارالها!مرا از جملۀ كسانى گردان كه در جويبار سينه ايشان درخت اشتياق تو محكم گشته.و شعلۀ محبّت تو اطراف دلهاى ايشان را فرو گرفته.و از سرچشمۀ صدق و صفا قطرههاى وفا مىنوشند.
من خاك ره آنكه ره كوى تو پويد
من كشتۀ آن دل كه گرفتار تو باشد
اى خداى من!چه شيرين است بر دلها،ياد تو.و چه نيكوست طعم محبّت تو.و چه صاف و گواراست زلال قرب وصال تو.چه هموار و روشن است راههاى پنهانى به سوى تو». [٣]
كوى جانان را كه صد كوه و بيابان در ره است
رفتم از راه دل و ديدم كه ره يك گام بود
از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«دوستى خدا چون به خلوتخانۀ دل بنده پرتو افكن شد او را از هر فكرى و ذكرى خالى مىسازد.و از هر ياد، بجز از ياد خدا مىپردازد.نه به چيزى مشغول مىگردد و نه بجز ياد خدا يادى دارد». [٤]
شوق لبت برد از ياد حافظ
درس شبانه و،ورد سحرگاه
[١] بحار الأنوار،ج ٩٤،ص ١٤٨.
[٢] بحار الأنوار،ج ٩٤،ص ١٤٩.
[٣] بحار الأنوار،ج ٩٤،ص ١٥٠.
[٤] بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٢٣.