معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٤٨ - غفلت،مخالف روح و حقيقت نماز
و در بعضى احاديث قدسيّه وارد است كه:«خداى-تعالى-فرمود:من نماز هر نماز كننده را قبول نمىكنم،بلكه قبول مىكنم نماز كسى را كه فروتنى كند از براى عظمت من.و سر كشى بر من نكند.و فقير و گرسنهاى را به جهت خاطر من اطعام كند». [١]
از حضرت أمير المؤمنين-عليه السّلام-مروى است كه:«خوشا به حال كسى كه خالص سازد دل و عبادت خود را از براى خدا.و مشغول نگردد در آن وقت به آنچه دو چشم او مىبيند.و فراموش نكند ياد خدا را به آنچه گوش او مىشنود.و تنگدل نگردد به واسطۀ آنچه خدا به ديگرى عطا فرموده». [٢]
از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«اميد و خوف در دل هيچ بندهاى جمع نمىشود مگر اينكه از براى او بهشت واجب مىشود.پس هرگاه نماز كنى،روى خود را به سوى خداوند ردّ و قبول كن،به درستى كه:هيچ بندهاى نيست كه در وقت نماز و دعا،روى خود را به سوى خدا كند مگر اينكه خدا دلهاى بندگان مؤمن خود را رو به او مىكند». [٣]
و حضرت امام محمّد باقر-عليه السّلام-فرمود كه:«نمازهاى بنده،گاهى نصف آن بالا مىرود.و گاهى ثلث آن.و گاهى ربع آن.و گاهى همۀ آن.و بالا نمىرود مگر آنچه دل او رو به آن آورد.و امر به نماز نافله شد تا نقصانى كه به جهت عدم حضور قلب در نماز به همرسد تمام كند». [٤]
و مروى است كه:«حضرت إبراهيم خليل الرّحمن-عليه السّلام-چون به نماز ايستادى صداى دل او را از دو ميل راه مىشنيدند». [٥]
و همچنين:«از كانون سينۀ مبارك جناب رسول يزدان،صدايى مىشنيدند مثل صداى چوبهاى محمل در وقت حركت». [٦]
و بعضى از زوجات آن حضرت نقل مىكند كه:«حضرت رسول در نزد ما نشسته بود و با ما سخن مىفرمود و ما با او سخن مىگفتيم كه وقت نماز داخل مىشد از براى آن حضرت حالتى روى مىداد كه گويا ما را نمىشناختند و ما او را نمىشناختيم». [٧]
«و سيّد اوليا چون شروع به وضو گرفتن مىنمود رنگ رخسار مبارك او از خوف
[١] جامع السعادات،ج ٣،ص ٣٢٧.
[٢] كافى،ج ٢،ص ١٦،ح ٣.
[٣] من لا يحضره الفقيه،ج ١،ص ٢٠٩.
[٤] بحار الأنوار،ج ٨٤،ص ٢٣٨،ح ١٨.
[٥] عدة الداعى،باب ٤،ص ١٠٨.
[٦] عدة الداعى،ص ١٥١.
[٧] محجة البيضاء،ج ١،٣٧٢.