معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٢٧ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
و دختر را نيز بايد مانند پسر تربيت داد،مگر در چيزهائى كه تفاوت ميان پسر و دختر است.پس بايد او را پرده نشينى و حيا و حجاب و عفت و امثال اينها آموخت.
و بعد از آنكه اين آداب را به فرزند آموخت ملاحظه كند كه قابليت و استعداد كدام علم و صنعت را دارد،پس او را به آموختن آن بدارد و نگذارد كه مشغول امرى شود كه استعداد آن را ندارد تا عمر او ضايع نگردد.
غيرت در مال
و اما غيرت در مال،آن است كه:بدانى كه هر كس مادامى كه در دار دنياست به مال محتاج،و تحصيل آخرت به آن موقوف است،زيرا كه كه معرفت و طاعت،به بقاء بدن و حيات منوط،و بقاء آنها به غذا و قوت مربوط است.
پس عاقل بايد كه بعد از آنكه از مداخل حلال،تحصيل آن را نمود،سعى در محافظت آن كند،به اين نحو كه بىمصرف آن را خرج نكند.و به مصرفى كه فايده اخروى يا دنيوى ندارد نرساند.و به غير مستحق ندهد.و به ريا و مفاخرت بر باد ندهد.و به خودنمائى و خود فروشى خرج نكند.و از دزدان و اهل خيانت آن را محافظت كند.
و تا تواند ظلمه را بر آن مسلط نسازد.و تمكين ايشان در بردن مالش ندهد.و غير از اينها از مصارفى كه شرعا رجحانى نداشته باشد.و عوض آن از براى آن در دنيا و آخرت نيست.بلكه مقتضاى غيرت آن است كه:تا خود زنده است اموال خود را به مصرفى رساند كه فايدهاش به خودش عايد شود.و از براى وارث نگذارد مگر آنكه او را فرزند خلفى باشد كه از جمله اخيار بوده باشد،كه وجود او نيز به منزله وجود خود اوست و در ثواب او شريك است.
و چگونه صاحب غيرت و حميت خود را راضى مىكند كه مالى را كه روز و شب در تحصيل آن تعب كشيده،و در جمع كردن آن،عمر خود را تلف كرده،و در عرصات محشر از عهده حساب آن بايد برآيد از براى شوهر زن خود بگذارد تا آن را بخورد و قوّت گيرد و با زن او جماع كند.و منتهاى مطلب آن زن خبيثه اين باشد كه از آن مال،غذاهاى مقوّى ترتيب دهد كه شوهرش در مجامعت كردن قوىتر گردد.
و حقيقت آن است كه اين«مخنّثى» [١]است كه«قلتبان» [٢]و ديّوث خود را به آن راضى نمىكند چه جاى صاحب غيرت و حميت.
و همچنين است گذاشتن مالى از براى ساير ورثه كه حق آن ميّت بيچاره را
[١] مردى كه حركت و رفتارش به زنان شبيه است.
[٢] قرمساق،بىغيرت.