معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٢٦ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
او ستايش كنى.و اخلاق رذيله،از حسد و عداوت و بخل و كبر و دزدى و خيانت و امثال اينها را مذمت كنى،و ارباب اين اخلاق را نكوهش نمائى.و او را به طهارت و نماز بدارى.
و در بعضى از روزهاى ماه رمضان او را به روزه داشتن امر كنى.و اصول عقايد را به او تلقين نمائى.و آداب شريعت را به او ياد دهى.و چون فعل نيكى از او سرزند يا صفت خوبى از او ظاهر شود او را آفرين گوئى و در برابر مردم تحسين كنى.و به او احسان نمائى.
نوآموز را ذكر و تحسين و زه [١]
ز توبيخ و تهديد استاد به
و اگر فعل قبيحى از او سر زد دفعه اول نديده انگارى و به روى او نياورى،و چنان وانمود كنى كه كسى جرأت نمىكند كه چنين كارى بكند،خصوصا اگر خود طفل بخواهد آن را پنهان كند،تا جرىء نشود.
پس اگر دوباره آن كار از او سرزند در خفيه او را عتاب و خطاب كنى،و چنان نمائى كه اگر اين،از او ظاهر شود در نزد مردم رسوا مىگردد،و بسيار در مقام عتاب برنيائى.و بايد پدر هيبت خود را نگاه دارد و خود را در نظر فرزند بىوقع نسازد.و مادر بايد او را از پدر بترساند و او را از اعمال ناشايست منع كند.
و چون تميز او بيشتر شد او را به عبادت بدارى.و دنيا را در نظر او خار سازى.و او را به پروردگار اميدوار نمائى.و آخرت را در نظر او جلوه دهى.و عظمت خدا را به او ذكر كنى.و چون چنين نمائى اين اخلاق در دل طفل راسخ مىشود و بعد از بلوغ داخل زمره اخيار و از براى پدر و مادر از باقيات صالحات خواهد بود.
و اگر بر خلاف اين باشد و در تأديب او مسامحه كند تا طفل به هرزگى پرورش يابد و بىشرمى و فحش و شكم پرستى و امثال آن را معتاد شود خبيث النفس مىگردد و و بال پدر و مادر،بلكه باعث بر رسوائى و عار ايشان مىشود.و خود در دنيا به سختى و نكبت و زحمت،و در عقبى به عذاب مبتلا مىشود.
بسا روزگارا كه سختى برد
پسر چون پدر نازكش پرورد
هر آن طفل چون جور آموزگار
نبيند جفا بيند از روزگار
پس بر پدر مهربان لازم است كه سعى در تاديب فرزند نمايد و بداند كه:اين امانتى است از خدا در نزد او.و دل او پاك،و جوهر او صاف است.و قابل هر نيك و بدى هست.و به هر چه تعليم دهد نشو و نما مىكند.و پدر هم در ثواب و وبال او شريك است،پس او را ضايع و مهمل نگذارد و از او غافل نشود.
[١] آفرين،مرحبا.