معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٦٦ - در بعضى از آداب باطنيّه ذكر و دعا
و حال اينكه دل او از مشتى عوام ضعيف النّفس،كه در عقب او هستند متأثّر مىشود زياده از آنچه از عظمت و جلال خدا متأثّر مىگردد.و آيا خجالت نمىكشد از خدا و پيغمبر او كه حال او به بسيارى مأمومين و كمى ايشان مختلف مىگردد؟!! پس هر كه خواهد امامت جماعت كند اگر نفس او به اين صفات خبيثه ملوّث نباشد امامت كند و الاّ ترك كند و خود را هلاك نسازد.
و علامت بر آن،اين است كه:امامت خود و غير خود از امثال خود نزد او مساوى باشد و از هيچ يك از امام بودن و مأموم بودن مضايقه نداشته باشد.و بايد محرّك او و باعث امامت او محض قربت و اميد ثواب باشد.پس اگر در بعضى از زاويههاى دل او اثرى از حبّ جاه و شهرت و حصول مرتبه در دلهاى مردم يا تحصيل چيزى كه باعث انتظام معاش و گذران او باشد پس واى از براى او كه خود را به هلاكت افكند.و بايد كسى كه به نماز جمعه يا عيد حاضر مىشود متذكّر اين گردد كه:اين روزها از ايّام شريفه و عيدهاى مباركه اى است كه خداى-تعالى-آنها را مخصوص اين امّت مرحومه گردانيده است و آنها را اوقات عبادت ايشان كرده تا به واسطۀ آن به درجۀ قرب فايز گردند و از عذاب و غضب او دور شوند.پس اهتمام به عبادات مخصوصۀ اين روزها كند.و مستعدّ خدمت الهى گردد.و آداب ظاهريّه را كه در اين روزهاى مبارك ترغيب به آنها شده از پاكيزگى و بوى خوش به كار بردن و سرتراشيدن و ناخن چيدن و شارب گرفتن و امثال اينها به جا آورد.و چون مشاهده كسوف يا خسوف يا زلزله و امثال اينها را كند سزاوار اين است كه:به فكر احوال آخرت و زلزلههاى آن روز پر وحشت و ظلمت صحراى قيامت و گرفتن ماه و خورشيد آن روز افتد،پس پناه به خدا برد.
و در احاديث وارد شده است كه:«خوف و وحشت در وقت حصول اين آيات،از شعار شيعيان و اهل ايمان است». [١]
مقصد سوّم
در بعضى از آداب باطنيّه ذكر و دعا
و در اينجا دو فصل است:
[١] من لا يحضره الفقيه،ج ١،ص ٥٤٠،خ ١٥٠٦.