معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٣٨ - حقوق همسايگان
زيادتى عمر و آبادى ديار مىگردد». [١]
و فرمود كه:«از ما نيست كسى كه نيكويى با همسايه نكند». [٢]
و فرمود كه:«حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرموده است كه:ايمان به من نياورده است هر كه سير بخوابد و همسايه او گرسنه باشد». [٣]
منقول است كه:«چون بعد از جدائى يعقوب از يوسف،بنيامين نيز از او جدا افتاد، فرياد بركشيد كه:«پروردگارا!مرا رحم نمىكنى،كه چشم مرا گرفتى و مرا نابينا كردى و پسر مرا نيز گرفتى؟»خدا به او وحى فرستاد كه:«چرا در فلان روز گوسفندى كشتى و كباب كردى و خوردى و فلان شخص در همسايگى تو روزه بود به او چيزى ندادى؟!» بعد از آن هر صبح و شام منادى يعقوب ندا مىكرد كه:از منزل يعقوب تا يك فرسخ راه،هر كه بخواهد نهار يا شام بخورد،به منزل يعقوب حاضر گردد». [٤]
و مروى است كه:«در روز قيامت،همسايه فقير چنگ زند بر دامن همسايه غنى،و گويد:پروردگارا!از او بپرس كه چرا در را بر روى من بست و احسان خود را از من منع نمود؟». [٥]
چنان مدان كه:حق همسايه همين است كه او را اذيت نرسانى،چون اين تخصيص به همسايه ندارد،و اين حقى است كه از براى همه كس ثابت است.بلكه بايد علاوه بر اين، با او به مهربانى و ملاطفت سلوك كرد.و احسان خود را از او دريغ نداشت.و آنچه به آن محتاج باشد و تو آن را مالك باشى از او مضايقه نكنى،و او را مانند شريك در مال خود بدانى.و بر او سلام كنى.و دراز نفسى با او نكنى.و از مخفيّات احوال او كه مىخواهد پوشيده باشد تفتيش نكنى.و در مرض،او را عيادت كنى.و در مصيبت به «تعزيت» [٦] او حاضر شوى.و در عزا با او همراهى كنى.و در شادى،تهنيت او را نمائى.
و اگر به عيبى از او مطلع شوى بپوشانى.و اگر از او خطايى سرزند عفو كنى.و اگر خواهد بر ديوار خانه تو حملى كند مانع نشوى.و اگر خواهد ناودانى به فضاى خانه تو گذارد مضايقه نكنى.و اگر خاكروبه بر در خانه تو بريزد،منع نفرمائى.و از اسباب خانه،چون ديگ و ظروف و تبر و تيشه و نمك و آتش و امثال اينها،آنچه خواهد دريغ ندارى.و اگر خواهد از راهى كه مختص تو است آمد و شد نمايد،تنگ نگيرى.و چشم خود از
[١] وسائل الشيعه،ج ٨،ص ٤٨٩،ح ٤.
[٢] وسائل الشّيعه،ج ٨،ص ٤٨٨،ح ٥ و ٦.
[٣] وسائل الشيعه،ج ٨،ص ٤٩٠،ح ١.
[٤] وسائل الشيعه،ج ٨،ص ٤٩٠،ح ٢.
[٥] احياء العلوم،ج ٢،ص ١٨٩.
[٦] سر سلامتى گفتن.