معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٥٠ - خوض در باطل
چيز را ترك مكن.به درستى كه:رسيد به راستگوئى و اداء امانت». [١]
و فرمود:«سه چيز است كه عذر احدى در ترك آنها مسموع نيست:اداء امانت به برّ و فاجر.و وفاى به وعده از براى برّ و فاجر.و نيكى با والدين،خواه خوب باشند يابد». [٢]
و فرمود كه:«پدرم مىگفت كه:چهار چيز است كه در هر كه بوده باشد ايمان او كامل است،اگر چه سر تا قدم او را گناهان فرو گرفته باشد:راستى،و امانت گذارى،و حيا،و حسن خلق». [٣]
روزى به آن حضرت عرض كردند كه:«زنى است در مدينه كه مردم دختران را پيش در او مىگذارند كه تربيت كند.و با وجود اين كسب ضعيف،هيچ كس را نديدهايم كه روزى بر آن ريخته شود مانند آن زن.حضرت فرمود:او راستگو است.و اداء امانت مىكند.و اينها روزى را وسيع مىگرداند». [٤]
و هر كه ملاحظه احوال امينان را كند.و عزّت و احترام و وسعت ايشان را ببيند.و مشاهده حال خيانتكاران و رسوائى و فضيحت و تهيدستى و بىاعتبارى ايشان را كند، البته ترك صفت خيانت را مىكند.و به تجربه ثابت و واضح است كه:هر خيانتكارى تنگ دست و پريشان روزگار،و هر امينى غنى و مالدار است.
خوض در باطل
صفت هشتم:خوض در باطل.و مراد از آن،حكايتكردن در معصيتها و فجور است.مثل حكايت افعال زنان فاحشه،و مجالس شراب،و رفتار اهل فسق و فجور،و كيفيت اسراف اهل اسراف،و تكبّر و كبر پادشاهان،و عادت بد ايشان، و حكايت بدعتهاى اهل بدعت و مذهبهاى فاسده،و امثال اينها.
و چون انواع باطل و معاصى بىحد و حصر است،ذكر آنها نيز بىنهايت است.و كم كلامى است كه چون در آن گشوده شد منتهى به يكى از اينها نشود.پس خلاصى از اينها نيست مگر به اينكه آدمى اقتصار كند بر قدر ضرورت از امور مهمه دين و دنياى خود.
از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«بزرگترين مردم از حيثيّت گناه در روز قيامت،كسى است كه:بيشتر نقل باطل و حكايات معاصى را كند». [٥]
[١] كافى،ج ٢،ص ١٠٤،ح ٥.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٩٢،ح ٢.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٩٩،ح ٣.
[٤] وسائل الشيعه،ج ١٣،ص ٢١٩،ح ٥.
[٥] مدّثر،(سورۀ ٧٤)آيه ٤٥.