معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٥٨ - آداب دخول در نماز
از هر سمتى گردانيدهاى و رو به خانۀ خدا آوردهاى.و اين اشاره به آن است كه:بايد روى دل را از هر چه ما سوى اللّه است بگردانى و رو به خدا كنى،و همچنان كه روى ظاهر را به خانه خدا كردهاى روى دل را به صاحب خانه كنى». [١]
حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«چون بنده به نماز خود بايستد و رغبت و دل او با خدا باشد از نماز خارج مىشود مانند روزى كه از مادر متولّد شده باشد». [٢]
و فرمود:«آيا نمىترسد كسى كه روى خود را از نماز مىگرداند كه خدا روى او را چون روى خر كند؟!». [٣]
بعضى گفتهاند كه مراد اين است كه:«هر كه در نماز،روى دل خود را از ياد خدا و ملاحظه عظمت و جلال او بگرداند،بيم آن است كه:خدا روى دل او را چون روى خر كند،يعنى:غفلت را بر او مستولى گرداند و او را از تعقّل امور عاليه ممنوع گرداند».
و چون ايستادى بايد سر خود را به زير اندازى و گردن كج كنى و به اين عمل،ذلّت و انكسار خود را متذكّر شوى.و از تكبّر و سركشى بيزارى جويى.و ياد آورى هول آن زمانى را كه در عرصۀ عرض اكبر در حضور خالق دادگر در معرض پرسش ايستاده خواهى بود.پس ياد آور كه در اين وقت،در حضور پروردگار ايستاده و او مطّلع بر احوال توست.و مالك ملك و ملكوت را پست تر از يكى از پادشاهان دنيا مگردان.و لا اقل در حضور چنين پادشاه لم يزل و لا يزال چنان بايست كه در حضور يكى از سلاطين دنيا بايستى.يا چنان بايست كه در حضور يكى از صلحاى شهر،يا كسى كه مىخواهى تورا به صلاح و تقدّس بشناسد به نماز بايستى.و خاك بر سر كسى كه:ادّعاى خداشناسى و عظمت و جلال و محبّت و خوف او را كند و با وجود اين،از يكى از بندگان مسكين او كه قدرت بر هيچ چيز ندارد حيا و شرم كند و بترسد و از خداوند عظيم،شرم نكند و نترسد!!!
فصل پنجم:آداب دخول در نماز
چون كه:از اين مقدّمات فارغ شدى و ارادۀ دخول در نماز نمايى ابتدا كن به هفت تكبير و دعاى آنها.پس چون تكبير گويى متذكّر عظمت الهى شو و ياد جلال او نماى و ذلّت خود را در جنب عظمت او به نظر در آور.
[١] مصباح الشريعة باب ١٢.و اوّل باب ١٣،ص ٩١-٨٦.
[٢] بحار الأنوار،ج ٨٤،ص ٢٦١،در ضمن ح ٥٩.
[٣] بحار الأنوار،ج ٨٤،ص ٢٥٩،ح ٥٨.