معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧١٠ - اسباب محبّت و اقسام آن
لذّت از اينها به بوييدن است.
چهارم:آنچه به قوّۀ ذائقه فهميده مىشود،چون طعامهاى لذيذه.و راحت از اينها به چشيدن حاصل مىشود.
پنجم:آنچه ادراك آن به قوّۀ لامسه تحقّق مىيابد،چون نرمى و نازكى.و لذّت از اينها به ملامسه و مباشرت هم مىرسد.و حصول الم و تعب نيز از اين پنج قوّه به ادراك خلاف آنچه مذكور شد،متحقّق مىشود.
و امّا غير محسوسات بر دو نوعاند:
يكى آنكه:به حواسّ باطنه ادراك مىشود،چون صور جزئيّۀ خياليّه و وهميّه.
ديگرى آنكه:به قوّۀ عاقله و نفس باطنه تعقّل آنها مىشود،مثل ادراك معانى كلّيّه و ذوات مجرّده و معارف حقّه.
و از قبيل غير محسوسات است ادراك اخلاق و صفات پسنديده و آداب حسنه كه انسان از آنها لذّتى مىيابد و صاحب آنها را دوست مىدارد.و به اين سبب است محبّت بنده،خدا را،زيرا به قوّۀ عقل،ادراك وجود و صفات كمال و نعوت جلال او را مىنمايد.و آن ادراك،موجب لذّت و فرح و سرور مىگردد.
و شكّى نيست كه لذّات خياليّه و وهميّه،اشدّ و اعلى از لذّات حسّيّه هستند.و به اين جهت است لذّتى كه آدمى از صورت جميلى كه در خواب ديد اقوى است از آنكه مثل آن را در بيدارى ببيند.و به اين سبب،لذّت رياست و شهرت از ساير لذّات حسّيّه اقوى است.و آدمى بسيارى از لذّات حسّيّه را به جهت وصول به رياست،ترك مىكند.
و امّا لذّات عقليّه به مراتب شتّى از لذّات حسّيّه و خياليّه و وهميّه بالاترند.و نظر به اينكه هر چه لذّت و راحت در آن بيشتر،آن چيز محبوبتر است لهذا محبّت عقليّه بسيار از ساير انواع محبّت شديدتر و بالاتر مىشود.و همچنين است كراهت.
فصل:اسباب محبّت و اقسام آن
بدان كه:محبّت ممكن نمىشود مگر به سببى از اسباب،و نظر به اينكه از براى آن، اسباب بسيار و علّتهاى مختلفه است،پس به اين جهت دوستى نيز به اقسام بسيار منقسم مىشود:
اوّل:محبّّت انسان وجود و بقاى خود را.و آن اشدّ اقسام محبّت و اقواى همه است،زيرا محبّت چيزى،حاصل نمىشود مگر به سبب ملايمت آن چيز با طبع،و معرفت آن،و اتّحاد ميان محبّ و محبوب.و شكّى نيست كه:هيچ چيز ملايم و موافقتر به كسى از خود او نيست.و معرفت او به هيچ چيز اقوى از معرفت خود نيست.