معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٠٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
برو بنده مرا نزد من آور.پس جبرئيل-عليه السّلام-او را بياورد و در موقف پروردگار بدارد.پس خطاب الهى رسد كه:جاى خود را چگونه يافتى؟عرض كند كه:بد مكانى بود.خطاب رسد كه:او را به جائى كه داشت برگردانيد.آن بنده راه جهنم را پيش گيرد و روانه شود و به عقب خود نگاه كند.خداى-تعالى-فرمايد كه:چرا به عقب نگاه مىكنى؟عرض كند كه:چنين به تو اميد داشتم كه چون مرا از جهنم بيرون آوردى ديگر به آنجا بر نگردانى.خطاب رسد كه:او را بر گردانيد و به بهشت بريد». [١]
و نيز از حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«خداى-تعالى- فرمودند كه:مطمئن نشوند عبادت كنندگان به عبادتى كه به اميد ثواب من مىكنند،به درستى كه اگر غايت سعى خود را در طاعت بكنند و در مدت العمر نفسهاى خود را به زحمت بيندازند در بندگى من،باز مقصّر خواهند بود و حق عبادت مرا بجا نخواهند آورد در مقابل آنچه از من مىخواهند از كرامات و نعيم بهشت من،و از درجات عاليه در جوار من.و ليكن بايد به رحمت من واثق باشند.و به فضل و كرم من اميدوار باشند.و مطمئن و خاطر جمع به حسن ظن به من باشند،كه هر گاه چنين باشند رحمت من ايشان را در مىيابد،و خوشنودى و آمرزش خود را به ايشان مىرسانم،و خلعت عفو خود را به ايشان مىپوشانم.به درستى كه منم خداوند رحمن و رحيم،و به اين نام خود را ناميدهام». [٢]
و از حضرت امام محمد باقر-عليه السّلام-مروى است كه:«ديدم در كتاب على بن ابى طالب-صلوات اللّه عليه-كه نوشته بود حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-در بالاى منبر فرمودند كه:قسم به آن خدائى كه به غير از او خدائى نيست كه به هيچ مؤمنى خير دنيا و آخرت داده نشد مگر به واسطه حسن ظن او به خدا،و اميدواريش به او،و حسن خلق او،و احتراز كردن از غيبت مؤمنين.و قسم به خدائى كه به غير از او خدائى نيست،كه:خداى تعالى هيچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمىكند مگر به جهت گمان بدى كه به خداوند داشته باشد،و كوتاهى او در اميدوارى به خداوند،و بد خلقى و غيبت مؤمنين.و قسم به خدائى كه به غير از او خدائى نيست،كه:هيچ بنده،ظن نيكو به خدا نمىدارد مگر اينكه خدا به ظن او با او رفتار مىكند،زيرا كه خدا كريم است و همه خيرات در دست اوست،و شرم دارد كه بنده مؤمن گمان نيك به او داشته باشد و گمان او تخلف كند و اميد او بر نيايد.پس نيكو كنيد گمان خود را به خدا و به سوى او رغبت نمائيد». [٣]
[١] احياء العلوم،ج ٤،ص ١٢٦.
[٢] كافى،ج ٢،ص ٧١،ح ١.و بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٨٩.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٧١ و ٧٢،ح ٢.و بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٦٥ و ٣٦٦،ح ١٤.