معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٩٤ - آثار و لوازم عدالت
بلى:
رياست به دست كسانى خطاست
كه از دستشان دستها بر خداست
كسى بايد از داور انديشناك
نه از رفع [١] ديوان و زجر و هلاك
پنجم آنكه:خاطر خطير را همين قدر جمع نفرموده و در استفسار احوال سلوك او نهايت اهتمام نمايد.و كيفيت رفتار او را با رعايا تفحّص فرمايد.هر چه دامن تزوير دراز،در تلبيس و خدعه باز است.و در تفحّص و تجسّس،احتياط نموده از خبرداران خداترس،و آگاهان قوى النّفس خالى از غرض،استفسار فرمايد،زيرا كه:بسى باشد كه جمعى را كه مظنّه عرض حال به خدمت صاحب اختيار بوده بر شهوت و مال فريفته باشد،زيرا كه:ظالم و شرير پيوسته در رضاجوئى مقربان پادشاه يا امير ساعى هستند،و به انواع خدمات ايشان را از خود راضى مىدارند.و باشد طايفهاى كه رشوت قبول نكنند و از اهل تديّن باشند و ضعف نفس و انديشه عاقبت خود،زبان در كام خموشى كشيده يا از عاقبت انديشى از بيان واقع احتياط كنند.بلكه بر متكفّلين مهام عباد لازم است كه:همچنان كه از دقايق احوال خود باخبر هستند،نظر اطلاع بر كيفيت اوضاع ساير ولايات دور دست نيز كه حضرت عزّت در زير نگين حشمت ايشان درآورده افكنند.
الحاصل،صاحبان اختيار را از چگونگى سلوك كاركنان خود در هر ناحيه و «بلوك»، [٢] از نزديك و دور هميشه مطلع بودن لازم و ضرورى است.
تا بود آگاه از احوال هر نزديك و دور
بر فراز تخت از آنجا داده ايزد شاه را
و از اين جهت بود كه سلاطين معدلت شعار،و حكام خير آثار را جاسوسان و خبرگيران در اطراف و جوانب ولايات خود بوده،تا ايشان را از احوال گماشتگان ايشان باخبر سازند.و بسيار بود كه به كسى بر مىخوردند و نام و نشان خود را از او پنهان كرده استفسار احوال مملكت را مىنمودند.
ششم آنكه:حشمت فرمانفرمائى و شوكت جهانبانى،مانع از دادرسى بيچارگان نشود.و از فرياد دادخواهان روى نگرداند.و از ناله ستمديدگان نرنجد.و تظلّم بىادبانه فقيرانى كه خدا امرشان را به او محوّل فرموده گوش دهد.و افغان بىتابانه ضعيفانى كه پروردگار،ايشان را به او محتاج كرده استماع نمايد.به دورباش عظمت و جلال، بىسر و پايان شكسته حال را از درگاه خود نراند.و راه آمد و شد گدايان پريشان را به
[١] برداشتن.
[٢] ناحيهاى كه شامل چند قريه باشد.