معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥١٠ - كوتاهى و مسامحه كردن در امر به معروف و نهى از منكر
كه پيش از شما به هلاكت رسيدند بدان واسطه بود كه مرتكب معاصى شدند،و علماى ايشان آنها را نهى نكردند،چون معصيت ايشان به طول انجاميد عقوبات الهى بر ايشان نازل گرديد». [١]
و فرمود كه:«امر به معروف و نهى از منكر،دو مخلوقاند از خلقهاى الهى،پس هر كه يارى كند آنها را خدا او را عزيز كند.و هر كه ذليل كند آنها را خدا او را ذليل كند». [٢]
و نيز از كلمات آن حضرت است كه:«هر كه ترك كند انكار منكر را به دل و دست و زبان،او مردهاى است در ميان زندگان». [٣]
و فرمود كه:«رسول خدا ما را امر كرد كه ملاقات كنيم با اهل معاصى با روهاى درهم كشيده». [٤]
و از حضرت امام محمد باقر-عليه السّلام-مروى است كه:«خداوند عالم به شعيب نبىّ وحى فرستاد كه:من صد هزار نفر از قوم تورا عذاب خواهم كرد،چهل هزار نفر بدان، و شصت هزار نفر از نيكان.عرض كرد كه:پروردگارا!نيكان را چرا؟خطاب رسيد:به جهت آنكه«مماشات» [٥] و سهل انگارى با اهل معصيت كردند و به غضب من غضبناك نگشتند». [٦]
و حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمود كه:«پاكيزه نشد طايفهاى كه از اقوياى ايشان حق ضعفاى ايشان گرفته نشد». [٧]
و از آن حضرت مروى است كه:«خداى-تعالى-دو ملك را فرستاد به شهرى كه آن را با اهلش سرنگون سازند،چون به آنجا رسيدند،مردى را ديدند كه خدا را مىخواند و تضرّع مىكند و زارى مىنمايد.يكى از آن دو ملك گفت:اين مرد را نمىبينى؟گفت:چرا و ليكن آنچه خدا فرموده به جا مىآوريم.آن يك گفت:من كارى نمىكنم تا پروردگار رجوع كنم و از او سؤال كنم.پس مراجعت كرد و عرض كرد:
پروردگارا!چون به اين شهر رسيديم فلان بنده تورا ديديم كه تو را مىخواند و تضرّع مىكرد.خداى-تعالى-فرمود:امرى كه كردم به جا آوريد،به درستى كه آن مرد كسى است كه هرگز در غيظ به جهت امر من متغيّر نشده،يعنى در معاصى به غضب نيامده». [٨]
[١] بحار الأنوار،ج ١٠٠،ص ٧٤،ح ١١.
[٢] بحار الأنوار،ج ١٠٠،ص ٧٥،ح ٢١.
[٣] تهذيب الأحكام،ج ٦،ص ١٨١.
[٤] كافى،ج ٥،ص ٥٨،ح ١٠.
[٥] مدارا كردن و همراهى.
[٦] كافى،ج ٥،ص ٥٦،ذيل ح ١.
[٧] كافى،ج ٥،ص ٥٦،ح ٢.
[٨] وسائل الشيعه،ج ١١،ص ٤١٣،ح ٢ و بحار الأنوار،ج ١٠٠،ص ٨٦،ح ٦٠.