معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٤٤ - چيزهايى كه حقيقت و روح نماز است
بلكه به نزد كسى كه بسيار از پادشاه پستتر باشد از امرا يا حكّام يا عمّال،چگونه سعى مىكنى در خوبى و پاكيزگى و حسن آن،تا به معرض قبول افتد.پس اى مغرور غافل بيچاره!تو را چه افتاده كه اين قدر غفلت و مسامحه مىورزى در خوبى هديهاى كه مىفرستى به خدمت سلطان سلاطين،كه ابتداى تو از او و بازگشت تو به سوى او است.
و وارد شده است كه:«هر نمازى را كه آدمى ركوع و سجود آن را درست به جا نياورد اوّل خصمى خواهد بود از براى او در روز عرض اكبر،و خواهد گفت:خدا تو را ضايع كند چنان كه تو مرا ضايع كردى». [١]
پس زنهار!از او غافل نگردى و آداب و شرايط آن را به جا آورى.
و بدان كه:آنچه از آداب و شرايط و احكام نماز كه متعلّق به ظاهر آن است وظيفۀ علم فقه است.و در آنجا مبيّن است.و ما در اينجا در چند فصل اشاره مىكنيم به بعضى از اسرار باطنيّه،كه حيات نماز به آنها بسته تا در وقت نماز آدمى متذكّر آنها گردد.
فصل اوّل:چيزهايى كه حقيقت و روح نماز است
بدان كه:معانى باطنيّه كه آنها روح نماز و حقيقت آن هستند هفت چيز است:
اوّل:«اخلاص و نيّت قربت و خلوّ از شوائب ريا»،و تفصيل آن مذكور شد.
دوّم:«حضور قلب»،و آن عبارت است از:فارغ ساختن دل از غير كارى كه آن مشغول است كه نماز باشد تا اينكه بداند كه چه مىكند و چه مىگويد.و فكر او به جايى ديگر نرود.و اقبال و توجّه به نماز خود داشته باشد.و اين را«خشوع دل»نيز گويند، زيرا مطلوب در نماز دو نوع از خشوع است:
يكى«خشوع دل»،كه عبارت است از اينكه:آدمى جميع حواس خود را متوجّه نماز سازد.
و همه فكر و همّ او نماز باشد.و در دل او بجز معبود او كسى ديگر نباشد.
و ديگرى«خشوع جوارح و ظاهر».و آن عبارت از اين است كه:مقابل قبله راست بايستد با وقار و خضوع.و دستهاى خود را بر رانهاى خود مقابل زانو گذارد.و پاهاى خود را گشاده از يكديگر از سه انگشت گشاده تا يك وجب گذارد.و انگشتان پاى خود را رو به قبله بدارد.و چشم بر موضع سجده اندازد.و التفات به چيز ديگر نكند.و با ريش و انگشت خود بازى نكند،و امثال اينها.
سوّم:«اينكه معنى آنچه را مىگويد بفهمد»،و اين امرى است غير از حضور
[١] احياء العلوم،ج ١،ص ١٣٢.