معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٣٧ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
پس اگر انتقام ممكن باشد و قدرت بر آن داشته باشد،چون غضب به حركت آمد خون از باطن به ظاهر ميل مىكند و رنگ آدمى سرخ مىشود.و اگر انتقام ممكن نباشد و از آن مأيوس باشد خون ميل به باطن مىكند و به آن جهت رنگ آدمى زرد مىشود.و اگر غضب بر كسى باشد كه نداند خواهد توانست انتقام از او بكشد يا نه،گاهى خون ميل به باطن و گاهى ميل به ظاهر مىكند،و به اين جهت رنگ آدمى گاهى سرخ و گاهى زرد مىشود.
و مخفى نماند كه:مردمان در قوه غضبيه بر سه قسماند:
بعضى در طرف افراط هستند،كه در وقت غضب فكر و هوشى از براى ايشان باقى نمىماند و از اطاعت عقل و شرع بيرون مىروند.
و طايفهاى در طرف تفريطاند،كه مطلقا قوه غضبيه ندارند.و در جائى كه عقلا و يا شرعا غضب لازم است مطلقا از جا بر نمىآيند.
و گروهى بر جاده اعتدال مستقيماند،كه غضب ايشان به موقع،و غلظت ايشان به جاست.و در هنگام غضب از حد شرع و عقل تجاوز نمىكنند.
و شكى نيست كه حد اعتدال آن،مرغوب و مطلوب است.بلكه آن في الحقيقه غضب نيست،بلكه شجاعت و قوّت نفس است.و طرف تفريط آن نيز اگر چه غضب نباشد اما مذموم و قبيح،و نتيجه جبن و خوارى است.و بسا باشد كه از غضب بدتر بوده باشد،زيرا كه كسى را كه هيچ قوه غضبيه نباشد بىغيرت و خالى از حميّت است.
و از اين جهت گفتهاند:«كسى كه در موضع غضب به غضب نيايد خر است». [١]
و از حضرت امير المؤمنين-عليه السلام-مروى است كه:«حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-از براى دنيا هرگز به غضب نمىآمد.اما هرگاه از براى حق،غضبناك مىشد احدى را نمىشناخت،و غضب او تسكين نمىيافت تا يارى حق را نمىكرد». [٢]
و از آنچه گفتيم معلوم شد كه:غضب مذموم،آن است كه:در حد افراط باشد، زيرا كه:اعتدال آن،ممدوح است.و تفريط آن غضب نيست،اگر چه از صفات ذميمه است.
فصل:غضب مفرط و مفاسد آن
بدان كه غضب مفرط،از مهلكات عظيمه و آفات جسميه است.و بسا باشد كه:به امرى مؤدّى شود كه باعث هلاك ابد و شقاوت سرمد گردد،چون قتل نفس،يا قطع عضو.
[١] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٤٥ و ١٥٦.
[٢] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٤٨.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٠٣.