معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٤٩ - خيانت و غدر در مال
«كحّال» [١]ناميده پارهاى حشيشها و گياههاى بىفايده را بر دور خود مىچينند،و بعضى از معجونها مىسازند،و زنان و بىعقلان را به آن فريب مىدهند.و قسمى ديگر خود را در معرض رمّالى و منجّمى و فال گيرى و دعا نويسى و تعبير خواب كردن در آوردهاند.
و نوعى ديگر كه زبان سخن گوئى دارند خود را در مرض واعظى در مىآورند و «طامات» [٢]و«طرهات» [٣]بر هم مىبافند.و غير اينها از اصناف گدايان كه هر يك طورى را وسيله خوردن مال مردم ساخته و تمام زندگانى خود را صرف نوعى از حرف گدائى نمودهاند.و از مبدأ و معاد،و مقصود آفرينش و ايجاد غافلاند.
خيانت و عذر در مال
صفت هفتم:خيانت و عذر است در مال يا عرض كسى،يا حرمت و آبروى او.
و از جملۀ افراد اين صفت خبيثه است،مال مردم را پنهانى خوردن،و حبس مال مردم بدون عذر شرعى،و كم فروشى،و غش،و تدليس،و غير اينها.و اين صفت،از صفات مهلكه،و اخلاق خبيثه است.و در خصوص حرمت و مذمت هر يك از افراد آن،اخبار بسيار وارد شده است.
و ضدّ اين صفت،امانت و راستكارى است.و آن،از جمله شرايف صفات،و فضايل ملكات،و باعث عزّت و رستگارى در نزد خالق و خلق است.
راستى كن كه راستان رستند
در جهان راستان قوى دستند
حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمود كه:«خدا هيچ پيغمبرى را مبعوث نكرد مگر به راستگوئى و اداى امانت به برّ و فاجر». [٤]
و نيز از آن بزرگوار مروى است كه فرمود:«فريب مخوريد از نماز و روزه مردم،به درستى كه بسا باشد كه مردى اين قدر نماز و روزه كند كه اگر آن را ترك كند وحشت مىكند.و ليكن امتحان كنيد ايشان را در وقت راستگوئى و امانت گذارى». [٥]
و نيز از آن حضرت منقول است كه:«ببين حضرت على بن ابى طالب-عليه السّلام-به چه چيز در نزد حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-به مرتبهاى كه داشت رسيد،آن
[١] در قديم«كحال»به كسى گفته مىشد كه هم سرمه به چشم كسان مىكشيد و هم جراحات و امراض چشم را علاج مىكرد.
[٢] سخنان بىاصل و پراكنده.
[٣] بيهوده،ياوه.
[٤] كافى،ج ٢،ص ١٠٤،ح ١.
[٥] كافى،ج ٢،ص ١٠٤،ح ٢.