معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٩٧ - مرابطه و اجزاى آن
بكند و چه نكند.و به چه قيمت بخرد و به چه قيمت بفروشد.و بعد از آن خود مراقب احوال او مىگردد.و از هر طرف مترصّد و متوجّه اوست كه از شرط تجاوز نكند و پيمان را نشكند و مايه را تلف نكند.و اگر جايى خطايى از او ديد او را آگاه مىسازد و منع او مىكند.و بعد از اينها حساب او را مىرسد و نفع و نقصان او را ملاحظه مىكند.
و بعد از اينها اگر در تجارت تقصير كرده است و خيانتى از او سرزده است و سرمايه را تلف كرده است او را مؤاخذه مىكند و غرامت از او مىستاند.همچنين عقل انسانى بايد در شركت نفس و تجارت به آن،اين اعمال را به جا آورد.و مجموع اين اعمال را «مرابطه»گويند،كه مركب است از چهار امر:
مرابطه و اجزاى آن
اوّل مشارطه است:و آن عبارت از اين است كه:در هر شبانه روزى يك دفعه با نفس،شرط كند و از آن عهد و پيمان گيرد كه پيرامون معاصى نگردد.و چيزى كه موجب سخط الهى باشد از او صادر نشود.و در طاعات واجبه كوتاهى نكند.و هر عمل خيرى كه از براى او ميسّر شود ترك نكند.و بهتر آن است كه:اين عمل را در ابتداى روز،بعد از فراغ از نماز صبح و تعقيبات آن كند.به اين نوع كه نفس خود را در مقابل خود فرض كند و به آن خطاب كند و بگويد:اى نفس!سرمايه و بضاعتى به غير از اين چند روز ندارم اگر اين از دست من در رود سرمايه من برباد رفته و امروز روز تازهاى است كه خدا مرا در آن مهلت داده و اگر امروز مرده بودم آرزو مىكردم كه كاش يك روز ديگر خدا مرا به دنيا برگرداند كه در آن توشه تحصيل كنم.
پس اى نفس!چنان تصوّر كن كه مرده بودى و آرزوى مراجعت به دنيا مىكردى و تو را به دنيا بازگردانيدند.پس زنهار،زنهار،كه اين روز را ضايع نكنى كه هر نفسى از آن گوهرى است گرانمايه كه عوض ندارد.و مىتوان به آن گنجى خريد كه ابد الآباد راحت آن نمايد.
قدر وقت ار نشناسى تو و كارى نكنى
بس خجالت كه از اين حاصل اوقات ببرى
اى نفس!هر شبانه روزى بيست و چهار ساعت است.و همچنان كه در احاديث معتبر رسيده:«به إزاى هر شبانه روزى در آن عالم،بيست و چهار خزانه خلق شده،در عقب يكديگر،هر خزانه در مقابل ساعتى و چون آدمى بميرد آن خزانهها بر او گشوده خواهد شد و داخل آنها خواهد گرديد.پس چون به خزانهاى رسد كه به إزاى ساعتى است كه در آن طاعت خدا را نموده خواهد ديد كه از نور اعمال حسنه مملو گرديده و شعاع آن به