معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٠٣ - تصرّفات لازم براى تحصيل نان
و نعمتهاى الهى و حكمتهاى غير متناهى،كه در خلقت ابر و باد و باران و دريا و كوه هست از حدّ بيان خارج است.
و چون آب و زمين هر دو به حسب مزاج،سرد بودند و ضرورى بود در نموّ زراعت از حرارتى،پس خداوند حكيم خورشيد را آفريد و آن را با وجود دورى از زمين،سبب حرارت گردانيد تا به حرارت آن زراعات به سر حدّ كمال خود رسند.و در ماه،خاصيّت ترطيب قرار داد تا به رطوبت آن،ميوهها از سختى و صلابتى كه در ابتدا دارند نرم شوند.و اينها پستترين حكمتهاى خورشيد و ماه است.و از براى ايشان فوايد و مصالح بىنهايت است،كه شرح آن متصوّر نيست.بلكه هر ستارهاى كه در آسمان است از براى فوايد بىپايان خلق شده كه تعداد آنها در قوّۀ بشر نيست.
و از آنچه گفتيم به ظهور پيوست كه:نموّ زراعات و نباتات تمام نمىشود مگر به آب و هوا و ماه و خورشيد.و وجود تأثير اينها موقوف بر وجود آسمانها و حركات آنها.و حركات افلاك موقوف است به ملائكه كه آنها را برگردانند.و همچنين اسباب به هم پيوسته است تا منتهى به مسبّب الاسباب گردد.
«خور» [١] و ماه و پروين،براى تواند
قناديل سقف سراى تواند
فصل:تصرّفات لازم براى تحصيل نان
و شكّى نيست كه:همۀ آنچه از زمين مىرويد و از حيوانات حاصل مىشود خوردن آن ممكن نيست مگر به تصرّفى در آن،از جدا كردن لبّ آن از قشر.و پختن و پاك كردن و تركيب نمودن و غير اينها.و اصلاح هر يك از أطعمه موقوف است بر افعال و اعمال خاصّى بىشمار.و چون بيان آن در هر غذايى به جايى منتهى نمىشود لهذا دست به يك گرده نانى مىزنى،زيرا بيان جميع آنچه يك گروه نان به آن موقوف است ممكن نيست.
پس مىگوييم:اوّل چيزى كه اين نان به آن موقوف است زمين است.بعد از آن افكندن تخم در آن.بعد از آن،گاوى كه آن را شيار كند،و آلات شيار.سپس پاك كردن زمين از خس و خار،و آن را آب دادن در اوقات خاصّه تا دانه آن بسته گردد.
آنگاه محتاج است به درويدن و دسته كردن و پاك كردن و صاف نمودن.و چون اين امور به انجام رسيد ضرورى است آرد كردن آن و خمير نمودن و پختن.
و نظر كن در شمارۀ اين افعال و متذكّر شو ساير اعمالى را كه مذكور نشده است.و به
[١] مخفّف خورشيد.