معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٨٧ - اقسام توبه و بيان آنها
اليمش نجات داديم.و به نعيم مقيمش رسانديم».
اى يك دله صد دله دل يك دله كن
مهر دگران را از دل خود يله كن
يك صبح به اخلاص بيا بر در ما
برنايد اگر كام تو از ما گله كن
فصل:اقسام توبه و بيان آنها
بدان كه:دانستى كه توبه،عبارت است از:پشيمانى بر معصيتى كه از آدمى سرزده،و عزم بر ترك آن در آينده.و همين قدر در قبول توبه كافى نيست بلكه بايد دانست كه:
گناهى كه از آدمى سرزده يا محض«حقّ اللّه»است و غير خداى-تعالى-را در آن حقّى نيست.يا در آن«حقّ النّاس»نيز هست.
پس اگر از قسم اوّل باشد آن نيز بر دو قسم است:
يا چيزى است:كه قضا و تلافى از براى آن واجب نيست.مثل شرب خمر و ساز زدن و امثال اينها،و در توبه اين قسم،همان پشيمانى و عزم بر ترك و حزن و اندوه در ارتكاب آن در قبول توبه كفايت مىكند.
و يا چيزى است كه:تلافى آن شرعا لازم است،چون نماز و روزه و زكوة و خمس و كفّاره و امثال اينها،و در اين قسم،علاوه بر پشيمانى و عزم بر عدم ارتكاب آن معصيت به قدر امكان،آنچه را ترك نموده قضا مىنمايى تا ديگر يقين به بقاى قضا در ذمّه خود نداشته باشى.
و اگر از قسم دوّم باشد كه در آن حقّ مردم نيز باشد پس چون لا محاله در آنها حقّ اللّه نيز هست بايد تلافى حقّ اللّه آن را به ندامت و پشيمانى و حسرت و حزن و الم و عزم ترك نمودن آن را بكند.
و امّا حقّ النّاس،پس آن حقّ،يا حقّى است كه تعلّق به مال مىگيرد يا بدن يا به عرض و آبرو،يا به حرم و أهل.
پس اگر حقّ مالى باشد،واجب است كه اگر قدرت داشته باشى آن را به صاحبش ردّ نمايى.و اگر صاحبش مرده باشد به وارث آن رسانى.و اگر صاحبش معلوم نباشد به فقرا رسانى.و اگر به جهت تنگدستى قدرت بر أداى آن نداشته باشى از صاحب آن حلّيّت حاصل نمايى.و اگر او حلال نكند يا دسترسى به صاحب آن نداشته باشى بايد تضرّع و زارى به درگاه حضرت بارى نمايى كه در روز حساب او را از تو راضى نمايد.
و بسيار از براى صاحبش طلب آمرزش نمايى و افعال حسنه به جا آورى تا روز قيامت به عوض آن حقّ بدهى.