معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧١٣ - اسباب محبّت و اقسام آن
و هر طبع مستقيم و قلب سليمى از تماشاى گل و غنچه و لاله و شكوفه و مرغان خوش رنگ و آب،لذّت مىيابد و آنها را دوست دارد.بلكه بسا باشد كه غمهاى خود را به آنها تسلّى مىدهد بدون اينكه قصد حظّى ديگر از اينها داشته باشد.
و بدان كه:حسن و جمال،تخصيص ندارد به چيزى كه به چشم ديده شود،زيرا مىبينيم كه مىگويند:اين آواز حسن است.و حال آنكه آن را به چشم نمىتوان ديد.و همچنين اختصاص ندارد به چيزى كه به حواس ظاهره ادراك آن توان كرد.بلكه مىگويند:فلان خلق،حسن است.و فلان علم حسن است.و هيچ يك را به حسّ ظاهره درك نمىتوان نمود.بلكه حسن اينها و امثال اينها به عقل ادراك مىشود.و آدمى بالطّبع به آنها و صاحب آنها محبّت دارد.
و از اين جهت است كه قلوب سليمه مجبولاند بر محبّت انبيا و اوليا و ائمّه هدى -عليهم السّلام-اگر چه به شرف لقاى ايشان مشرّف نگشته باشند.و بسا باشد كه محبّت آدمى به صاحب مذهب و دين خود،به جايى رسد كه جميع اموال خود را در يارى مذهب او صرف كند.بلكه اگر كسى در مقام طعن صاحب مذهب او برآيد از تن و جان خود مىگذرد و در برابر او جان خود را به خطر مىاندازد و حال اينكه گاه است هرگز مشاهدۀ صورت آن صاحب مذهب را نكرده و كلام او را نشنيده.بلكه سبب حبّ او امرى است كه عقل او فهميده از كمالات نفسانيّه و صفات قدسيّه او و نشر خيرات و افاضۀ او در عالم.و به اين سبب است كه چون صفت شجاعت على-عليه السّلام-در اقطار عالم مشهور است و سخاوت حاتم بر زبانها مذكور و عدالت انوشيروان در كتب مسطور،دلها بىاختيار ايشان را دوست دارند و حال اينكه نه صورت ايشان را ديدهاند و نه لذّتى از ايشان فهميدهاند.و قاعدۀ كلّيّه آن است كه:هر كه را ديدۀ باطن از ديدۀ ظاهر روشنتر،و نور عقل او بر آثار حيوانيّتش غالب است لذّت محبّت او به محاسن عقليّه بالاتر است از آنچه به حسن ظاهر ادراك مىشود.
بلى چقدر تفاوت است ميان كسى كه نقش ديوارى را به جهت حسن ظاهرى او دوست داشته باشد و كسى كه سيّد انبيا و مرسلين را به جهت جمال باطنى محبّت داشته باشد.
پنجم:محبّت ميان دو نفر كه مناسبت معنويّه پنهانى با يكديگر داشته باشند گو هيچ يك به وجه مناسبت برنخورند.و بسيار مىشود كه دو كس يكديگر را به نهايت دوست مىدارند بدون ملاحظه جمالى يا طمع جاه و مالى،بلكه به مجرّد مناسبت ارواح ايشان است.
چنانكه حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود:«الأرواح جنود مجنّدة