معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٨ - مقام اوّل عدالت
مقام اول
عدالت
فصل اول:در بيان آن چه متعلقّ است به قوّۀ عامله و
آن عبارت است كه از عدالت
و در آن چند فصل است:
بدان كه:عدالت،افضل فضايل و اشرف كمالات است،زيرا كه دانستى كه آن مستلزم جميع صفات كماليه است،بلكه عين آنهاست.همچنان كه جور كه ضد آن است،مستلزم جميع رذايل،بلكه خود آنهاست.و چگونه چنين نباشد،و حال آنكه شناختى كه:عدالت ملكهاى است حاصل در نفس انسان كه به سبب آن قادر مىشود بر تعديل جميع صفات و افعال،و نگاهداشتن در وسط،و رفع مخالفت و نزاع فيما بين قواى مخالفه انسانيه،به نحوى كه اتحاد و مناسبت و يگانگى و الفت ميان همه حاصل شود.
پس،جميع اخلاق فاضله و صفات كامله،مترتب بر عدالت مىشوند.و به اين سبب، افلاطون[١]الهى گفته است كه:چون از براى انسان صفت عدالت حاصل شد،روشن و نورانى مىشود،به واسطه آن جميع اجزاى نفس او،و هر جزوى از ديگرى كسب ضياء و تلألؤ مىكند،و ديدههاى نفس گشوده مىشود،و متوجه مىشود به جاى آوردن آن از او خواستهاند بر نحو افضل،پس سزاوار بساط قرب مبدأ كل-جلّ شأنه-مىشود،و غايت تقرب در نزد«ملك الملوك»از براى او حاصل مىشود.
و از خواص صفت عدالت و فضيلت آن،آن است كه:شأن او الفت ميان امور متباينه و تسويه فيما بين اشياء متخالفه است،غبار انزاع و جدال را مىنشاند،و گرد بيگانگى و مخالفت را از چهره كارفرمايان مملكت نفس مىافشاند،و بر مىگرداند همه چيزها را از طرف افراط و تفريط به حد وسط،كه امرى است واحد،و در آن تعدى نيست،به خلاف اطراف كه امور متخالفه متكاثره هستند،بلكه از كثرت به حدى هستند