معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٩٨ - شناختن نعمتهاى الهى
نعمتهاى الهى ظلمتهايى هستند كه بعضى در جنب بعضى ديگر مضمحل است.
آيا نمىبينى كه هرگاه بندهاى شمشير آقاى خود را بىاذن او از غلاف كشيده و از خانه بيرون آورد گاه است او را عتاب مىكند.بلكه او را مىزند به جهت اين عمل.امّا هرگاه به آن شمشير يكى از فرزندان عزيز آقاى خود را بكشد ديگر به جهت بيرون كشيدن شمشير از غلاف بدون اذن،اثرى و حكمتى باقى نمىماند كه به آن جهت عتاب كند.
و از اين جهت است كه:اهل بصيرت و معرفت جميع مكروهات را بر خود حرام مىدانند.و در جزئى چيزى از آداب كه انبيا و اوليا ملاحظه مىنمودهاند مسامحه نمىكنند.
حتّى اينكه نقل شده است كه:«يكى از نيكان را ديدند كه گندمى تحصيل نموده و آن را تصدّق مىكند از سبب آن پرسيدند.گفت:يك دفعه كفش پا مىكردم سهوا ابتدا پاى چپ را داخل كفش كردم خواستم تلافى آن را به تصدّق كنم».
فصل:شناختن نعمتهاى الهى
چون شكر نعمت موقوف است بر شناختن آن،در اينجا في الجمله اشاره به بعضى نعم الهيّه مىشود تا صاحب بصيرت را تفكّر در ساير نعمتها آسان شود.پس مىگوييم بدان كه:«نعمت»،عبارت است از:هر خير و لذّت و سعادتى،بلكه هر مطلوبى.و آن بر دو نوع است:
اوّل آنكه:آنچه لذاته مطلوب است،نه به جهت تحصيل چيز ديگر،يعنى:غرض از آن،وصول به مطلوبى ديگر نيست.و اين نوع،مخصوص به لذّات عالم آخرت است.
يعنى:لذّت مشاهده جمال الهى و سعادت لقاى او و ساير لذّات بهشت از:بقايى كه فنا ندارد.و شادى اى كه غم با آن نيست.و علمى كه جهل پيرامون آن نمىگردد.و غنايى كه فقر از پى ندارد.و غير اينها از آنچه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به هيچ خاطرى خطور نكرده.و اين نوع،نعمت حقيقى و لذّت واقعى است.
و از اين جهت حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«عيشى نيست مگر عيش آخرت». [١]
دوّم آنكه:وسيلۀ خير و لذّتى ديگر مىشود،خواه به خودى خود هم مطلوب باشد يا نه.و آن بر چهار قسم است:
[١] جامع السعادات،ج ٣،ص ٢٤٨.