معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٩٦ - شكر نعمت و كفران نعمت به امورى كه در اختيار انسان است
در دست اوست.
مثلا كسى كه به دست خود ديگرى را بزند كفران نعمت دست را نموده،زيرا غرض از خلقت دست،دفع اذيّت از خود و برداشتن چيزهاى ضروريّه است،نه اذيّت رسانيدن به ديگران.
و هر كه نظر به نامحرم كند نعمت چشم را كفران نموده.
و هر كه طلا و نقره را حبس كند و ذخيره نمايد،كفران نعمت خدا را در آنها نموده، زيرا مطلوب از خلق آنها آن است كه:بندگان به آنها منتفع گردند و تعديل و مساوات در معاوضه و معامله به واسطۀ آنها به عمل آيد.
پس هر كه آنها را حبس نمايد كفران نعمت خدا را كرده و ظلم و ستم به آنها نموده.
و مانند كسى است كه حاكم عادل مسلمين را در زندان نمايد.
و كسى كه به قدر ضرورت را در مايحتاج خود صرف،و زايد را در راه خدا ميان بندگان به نحو مقرّر در شرع تقسيم نمايد پس آنها را بر وفق حكمت مصروف،و شكر آنها را به جا آورد.
و چون اكثر مردم از فهميدن حكمتهاى آنها غافل بودند.خداى-تعالى-خبر داد ايشان را و فرمود:
« وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ ».
يعنى:«كسانى كه طلا و نقره را جمع مىكنند و آنها را ذخيره مىسازند و در راه خدا انفاق نمىكنند،پس بشارت ده ايشان را به عذاب دردناك». [١]
و از آنچه گفتيم معلوم شد كه:هر كه ظرف طلا و نقره سازد نيز كفران اين دو نعمت را كرده،زيرا آنها را بر وفق حكمت و مصلحت صرف نكرده است.و همچنين هر كه با طلا و نقره،معامله ربايى كند ظلم به آنها كرده،زيرا غرض از خلق آنها آن است كه:به واسطۀ آنها تحصيل غير آنها را كنند،نه اينكه از خود آنها منتفع شوند.
و همچنين حكمت در خلق اطعمه آن است كه:غذا و قوت مردم باشد پس مقتضاى حكمت آنها آن است كه:هر كه از آنها بىنياز است به دست اهل احتياج برساند.و از اين جهت در شريعت،از احتكار و حبس اطعمه،نهى وارد شده است.و همچنين در غير اينها.
و بر اينها قياس كن جميع اعمال و افعال و حركات و سكنات خود را،زيرا هر عملى كه از تو صادر مىگردد يا شكر است يا كفران،و واسطهاى ميان اين دو نيست.
[١] توبه،(سورۀ ٩)،آيۀ ٣٤.