معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٥٩ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
آيات آفاق:مشاهده قدرت پروردگار در كره زمين
و چون اندكى از عجايب نفس و بدن خود را دانستى قياس كن بر آن عجايب زمينى را كه مسكن و مأواى توست از بلنديهاى آن و پستيها و كوهها و صحراها و رودها و درياها و معمورهها و بيابانها و چمنها و بستانها و شهرهاى عظيمه و جزيرههاى كثيره،و معادن و جمادات و نباتات و حيوانات.و اگر ديده بصيرت بينا باشد در هر جزوى از اجزاى آن از عجايب قدرت و بدايع حكمت،آن قدر مشاهده كنى كه واله و حيران شوى و يقين به عظمت و جلال خالق آن نمائى.
آنگاه نظرى به كوهسار افكن و ملاحظه كن كه چگونه خالق بى چون آنها را بر پاى داشته و اطراف زمين را به آنها استحكام داده و از زير سنگهاى تيره آن چشمههاى آب گواراى صاف بر روى زمين روان كرده و بسى جواهر قيمتى كه مقوّمان عالم از قيمت آن عاجز مىگردند در آنها مخزون نموده.و چقدر معادن در آنها خلق كرده كه اگر يكى از آنها نبودى نظام معيشت انسان تمام نشدى.و در هر جا كه قابل آبادى و اجتماع مردم بود نزديكى آن را از اين معادن خالى نگذاشتى تا امر ايشان مختل نگردد.
و هر كدام كه احتياج به آن بيشتر بود چون نمك و مانند آن را نزديكتر و وافرتر آفريد.
انواع گياهان و فوائد آنها
و زمانى تأمل كن در انواع گياهها كه از حد و حصر افزون و از حساب و شماره بيرون است،هر يك را شكلى و رنگى و طعمى و بوئى و منفعتى و خاصيتى،يكى غذاى بدن مىشود،ديگرى قوّت تن،آن يك زهر جانگزا و اين يك ترياق فرحافزا،آن جان مىستاند و اين روح مىبخشد.يكى خواب مىآورد و يكى خواب را از ديده مىبرد، يكى مفرّح جان و يكى باعث اندوه بىپايان،اين سرد است و آن گرم،اين خشك است و آن تر،با آنكه همه از يك زمين روئيده و از يك چشمه آب نوشيده.زنهار تا ديو تورا وسوسه نكند كه اين اختلافات تخم آنها است.در استخوان خرمايى نخل بلند با خوشههاى خرما،كى بود؟و در دانه گندمى،چندين خوشه و در هر خوشه زياده از صد دانه كي ديده.
درختان و شكوفايى آنها
و ساعتى بنگر در درختان كه چون آب به ايشان رسد چگونه جميع اجزاى آنها تازه و خرم و سبز و با طراوت مىگردد،و آب به يك نسبت به جميع ريشه و ساقه و برگ و