معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٥٨ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
به زنجير خدمتكارى مىبندد و كواكب و ارواح را به رشته تسخير مىكشد.او را صوتى هم مىرسد كه به نغمات خوش،عقلا را مدهوش،و حيوانات را بىهوش مىسازد.و او را طبعى حاصل مىشود كه به اشعار دلكش،دل مىربايد،به لحظهاى فكر،صنعتى عجيب اختراع،و به ساعتى تأمل،حرفتى غريب ابداع مىنمايد.
چون بدن به خواب رفت به اطراف عالم سير مىكند و باشد كه به جواهر روحانيّه متصل و امور آينده را از آنها فرا گيرد.و گاه در قوّت به مرتبهاى رسد كه در مواد كاينات تأثير كند و هر چيزى را به هر صورتى كه خواهد بنمايد،هوا را ابر سازد،و از ابر باران فرو ريزد،به التفاتى قومى را نجات دهد،و به دعائى طايفهاى را هلاك سازد،با ملائكه صحبت دارد.و خود را در يك ساعت به چندين صورت بنمايد،گاهى پادشاهى قهّار گردد و ربع مسكون را به زير نگين در آورد و زمانى پيغمبر مرسلى گردد و از خطه خاك تا محيط افلاك را به«چنبر» [١]اطاعت كشد.
پس اى جان برادر!اگر از خواب غفلت بيدارى و از مستى طبيعت هشيارى،ديده بصيرت بگشاى و قدرت پروردگار عظيم را تماشا كن كه نطفه گنديده را كه حال آن را دانستى به كجا مىرساند و چه حكمتها و چه عجايب در آن ظاهر مىسازد.
چو ديدى كار رو در كار كرّار [٢]
قياس كارگر از كار بردار
دم آخر كز آن كس را گذر نيست
سر و كار تو جز با كارگر نيست
و آنچه اشاره به آن شد از غرايب و مصالح عالم انسانيت اگر چه قطرهاى است از درياى بىپايان عجايب آن و ليكن آگاه مىسازد آدمى را از كيفيت تفكر و تأمل در صنايع صانع حكيم.
از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه فرمودند:
«صورت انسانى بزرگترين حجتهاى خداست بر خلق،و آن كتابى است كه به يد قدرت خود آن را نوشته.و هيكلى است كه به مقتضاى حكمت خود بنا كرده،در آن صور جميع موجودات عالم ملك و ملكوت جمع است.و نمونهاى است از جميع علومى كه در لوح محفوظ ثبت است.و آن گواه و شاهد است بر امورى كه از نظر حسى پنهان است.و حجت است بر هر كه منكر خالق منان است.و انسان كامل را راهى است راست كه به هر چيز مىرساند.و صراطى است كشيده ميان بهشت و دوزخ». [٣]
[١] حلقه.
[٢] در نسخه مصحّح شعرانى:«چو ديدى كار،دور كار بگذار»،مىباشد.
[٣] حقايق فيض(ره)،ص ٣٤٩.