معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٢٧ - حقيقت دنيا در حق بندگان
داود-عليه السّلام-به اين جهت چهل شبانه روز گريست.خداوند-تعالى-آهن را از براى او نرم كرد،و هر روز يك زره مىساخت و هزار درهم مىفروخت و سيصد و شصت زره ساخت و به سيصد و شصت هزار درهم فروخت.و از بيت المال مستغنى شد». [١]
به حضرت صادق-عليه السّلام-عرض كردند كه:«مردى مىگويد كه من در خانۀ خود مىنشينم و نماز و روزه به جاى مىآورم و عبادت پروردگار خود را مىكنم و روزى من خواهد رسيد.حضرت فرمود:اين يكى از آن سه نفرى است كه دعاى ايشان مستجاب نمىشود». [٢]
و از اين اخبار مستفاد مىشود كه سزاوار هر يك از مؤمنين آن است كه:راه كسب حلال طيّبى داشته باشد.و اين يك معنى حريّت و آزادى است در نزد علماى اين فنّ، زيرا كه:از براى آزادى در نزد ايشان دو معنى است:يكى اين.و دوم:رهائى از دست هوا و هوس،و خلاصى از بندگى قوّۀ شهويّه،كه عبارت است از:عفّت.و ضدّ اين، بندگى هوا و هوس است كه از طرف افراط قوۀ شهويّه است.و ضدّ اول،رقّيّت و بندگى به معنى اخص است،كه عبارت است از:نظر به دست مردم داشتن.و چشم به اموال ايشان دوختن.و روزى خود و عيال را به مال مردم حواله كردن،خواه به طريق حرام، از:ظلم و تعدّى و غصب و دزدى و خيانت.و خواه غير حرام،از قبيل:صدقه گرفتن و فضول مال مردم را اخذ كردن.
بلكه مطلق چيزى از مردم گرفتن حرّيت نفس را زايل،و آدمى را از زمرۀ آزادگان خارج مىكند.و شكّى نيست كه:رقّيّت به اين معنى،از صفات مذمومه،و حالات خبيثه است،زيرا كه:يك نوع آن،كه:گرفتن مال مردم به طريق حلال نباشد علاوه بر اينكه موجب عذاب اخروى و مؤاخذه الهى است،نوعى از گدائى است،كه جمع شده است با بىشرمى و بىحيائى،و مشتمل است بر ذلّت و پستى.
آرى چه پستى از آن بالاتر كه:فقير بينوائى را ستم كنى و به جور و تعدّى،فضول اموال ايشان را بستانى و صرف خود و عيال خود كنى.يا پنهان از كسى مال او را بدزدى.يا خيانت كنى و به آن معاش نمائى.و چه بىشرمى از آن بيشتر كه:مال كسى را به دزدى.يا به ستم بگيرى.و با وجود اين،بر صاحب بيچارهاش بزرگى بفروشى؟! و نوع ديگر آن،اگرچه با وجود استحقاق،حرام نباشد،امّا چون باعث توقّع از مردم و چشم داشتن به دست ايشان است،خالى از ذلّت و انكسار و طمع از غير پروردگار
[١] كافى،ج ٥،ص ٧٤،ح ٥.
[٢] كافى،ج ٥،ص ٧٧،ح ١.