معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٧١ - غضب مفرط و مفاسد آن
جهان را بسى بگذرد صبح و شام
كه از ما نباشد در ايام نام
دريغا كه تا چشم بر هم زنى
در اين عالم از ما نبينى تنى
پس اى جان برادر!مشقّت در اين مدت اندك را تحمّل كن،زيرا كه:عاقل،زحمت چند روزى را به جهت استراحت دائمى بر خود گوارا مىبيند.
فصل:درجات و اقسام زهد
چون فضيلت صفت زهد را دانستى.و مرتبه آن را شناختى.بدان كه:از براى آن سه درجه و هفت قسم است.
و درجات آن ادنى و اوسط و اعلى است.
و اقسام آن،زهد فرض و زهد سلامت و زهد فضل و زهد معرفت و زهد خائفين و زهد راجين و زهد عارفين است.
درجه اول:كه«ادنى»باشد،آن است كه:دل آدمى ميل و محبت به دنيا داشته باشد و ليكن آن را كند به مجاهده و مشقت ترك كند.
درجه دوم:كه«اوسط»است،آن است كه:اگر چه في الجمله دنيا قدرى در نظر او داشته باشد و ليكن آن را در جنب آخرت و نعيم آن،حقير مىشمارد.و به اين جهت به «طوع» [١]و رغبت،دنيا را ترك كند،مثل كسى كه يك درهم نقد را دست بردارد كه فردا دو درهم عايد او شود.و صاحب اين مرتبه اگر چه ترك دنيا بر او شاقّ نيست،اما باز چنان مىداند كه از چيزى دست برداشته و معاوضه كرده است.بلكه چون اندك انتظارى را از براى وصول به آخرت ضرور است گاه است عجب به خود كند.
درجه سوم:كه درجه اعلى است،آن است كه:دنيا در نظر او مطلقا قدرى نداشته باشد.و آن را هيچ بداند،و«لا شيء» [٢]شمارد،و به اين جهت به شوق و رغبت از آن كناره كند.مانند:كسى كه از دانه پشكلى بگذرد و يك دانه«ياقوت رمّانى» [٣]بگيرد.
چنين شخصى هم،چنين نمىداند كه معاوضه كرده است و از چيزى دست برداشته است.
و باعث اين مرتبه،كمال معرفت به حقيقت دنيا و آخرت است،زيرا كه:صاحب معرفت كامل،يقين دارد كه:دنيا نسبت به آخرت پستتر است از پشكل نسبت به ياقوت.بلكه قطع نظر از آخرت مىداند كه:دنيا خود،به غير از مثل پشكل،چيز ديگرى نيست.
[١] ميل.
[٢] هيچ.
[٣] ياقوت بسيار سرخ.