معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٥٤ - ممدوح بودن خصومت در حق شرعى
كند،زيرا محافظت زبان در وقت مخاصمه مشكل است.و گاه هست امر منجر مىشود به منازعه،و كينه ميان ايشان مستحكم گردد.تا به جائى مىرسد كه هر يك به ضرر و ابتلاى ديگرى مسرور مىگردند.
پس عاقل را سزاوار آن است كه:تا ممكن باشد در خصومت را نگشايد.و چنانچه بسيار ضرورى شد از حد ضرورت تجاوز نكند،اگر چه هيچ در خصومت نباشد از پريشانى خاطر و مشغولى دل خالى نيست.تا مىرسد به اينكه:در حين نماز،مشغول مخاصمه خصم و جواب او و تكذيب او و طعن به او مىگردد.
پس هر كسى بايد در عاقبت اين صفت خبيثه تأمّل كند و مذمّت آنها را شرعا و عقلا به نظر در آورد و بداند كه اينها باعث دشمنى و عداوت،و زوال الفت و محبت مىگردد.و قطع يگانگى و دوستى مىكند.و اين خلاف مطلوب پروردگار،و باعث اغتشاش كار و گرفتارى خود و پريشانى دل است.و آئينه دل بعد از جدال يا خصومت، تيره و تار مىگردد.و عزّت و وقار آدمى برطرف مىشود.و علاوه بر اين،چون از حدّ ضرورت تجاوز كند اغلب آن است كه باعث تضييع حق آدمى مىگردد.
و چون تأمّل در اينها نمود،خود را خواهى نخواهى از آنها نگاهدارد.بلكه فوايد ضدّ اينها را كه خوش كلامى و دلجوئى است به نظر در آورد و بر آن مواظبت نمايد،تا ملكۀ او گردد.و هر كه لذّت خوش كلامى با مردم را دانست و فوايد آن را فهميد ظاهر آن است كه مهما امكن از آن تعدّى نكند.
حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«سه چيز است هر كه خدا را با آنها ملاقات كند داخل بهشت مىگردد از هر درى كه مىخواهد:حسن خلق،و خوف خدا، و ترك جدال،اگر چه حق با او باشد». [١]
و نيز از آن سرور مروى است:«در بهشت،غرفههايى هست كه از كثرت درخشندگى آنها بيرون آنها از اندرون ديده مىشود،و اندرون،از بيرون.خدا آنها را آماده كرده است از براى كسانى كه اطعام مردم كنند و با مردم خوش كلامى نمايند». [٢]
مروى است كه:«خوكى از نزد عيسى بن مريم-عليه السّلام-گذشت،عيسى -عليه السّلام-به او گفت:به سلامت بگذر.شخصى عرض كرد:يا روح اللّه!به خوكى چنين مىگويى؟فرمود:نمىخواهم زبانم به شرّ عادت كند». [٣]
[١] كافى،ج ٢،ص ٣٠٠،ح ٢.
[٢] صحيح ترمذى،ج ١٠،ص ٥.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢١٣.
[٣] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٠٣.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢١٣.