معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٠٩ - علم مقدمه عمل
و از اينها زيانكارتر جماعتى هستند كه از عمل و عبادات،بلكه از استنباط مسايل باز مىمانند و اوقات خود را صرف فهم وجوه و احتمالات عبارات بعضى كه در اين علوم گفتهاند مىكنند و صفحات بسيار را در توجيهات و احتمالات كلامشان سياه مىكنند و بسيار است كه فهم آن عبارات هم مدخليت در تصحيح مسألهاى از مسائل ندارد.بلكه بسا باشد كه شب و روز فكر مىكنند در توجيهات عبارات علماى عامه كه در بيان قواعد فاسده خود از«قياس» [١]و«استحسان»[١]و امثال آن ذكر كردهاند،و از اطاعت و عبادت باز مىمانند.و همچنين در استنباط مسايل بسا باشد كه مأخذ مسأله واضح،و دليل آن«لايح»، [٢]و ترجيح آن ظاهر،و در آن دليل ضعيفى يا«حديث عامى» [٣]يا مثل آن يافت مىشود و مدتى عمر خود را در فهم آن دليل يا توجيه آن حديث به انواع مختلفه ضايع مىكنند.و همچنين در استخراج و استنباط مسائل غير مهمه و فروض نادره كه يقين يا ظن به عدم احتياج آنها حاصل است،و طالب كمال و سعادت بايد دامن خود را از امثال اين امور برچيند و غرض اين نيست كه بايد طالب علم مطلقا در اين امور تأمل نكند و پيرامون آنها نگردد،زيرا كه شكى نيست كه حصول ملكه اجتهاد،و فهم آيات و اخبار و كلمات علماى ابرار،موقوف است به تكميل قوه نظر و«تشحيذ» [٤]ذهن و خاطر،و اين امور موجب ازدياد قوه نظريه و تشحيذ ذهن مىگردند.
پس اين امور در ابتدا از براى طالب علم في الجمله مطلوب و سعى در آنها مرغوب است و بسا باشد كه لازم باشد،بلكه مقصود آن است كه در اين امور نيز به قدر ضرورت اكتفا كند و بعد از حصول قوه اجتهاد و وصول به مرتبۀ فهم ادله و استنباط، ديگر وقت خود را چندان مصروف اين امور نكند و از فهم احكام واجبه،و«اتيان»به عبادات موظّفه باز نماند و الا قوه نظر به هر جا رسد باز قابل زيادتى است.پس تا ممكن باشد تشحيذ مطلوب و تقويت قوه نظر مستحسن باشد بايد آدمى همۀ عمر خود را صرف آن كند.
[١] رجوع شود به پاورقى صفحۀ ٨٦.
[٢] آشكار،روشن.
[٣] حديثى كه از طريق اهل سنّت نقل شده باشد.
[٤] تيز كردن.