معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٤٠ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
ايشان جماعتى هستند كه دنيا في الجمله به ايشان روى آورده است و بعضى از نعمتهاى آن از براى ايشان ميسّر شده پس نعمتهاى خدا را در دنيا از براى خود ملاحظه نمايند و بسيارى از مؤمنين را مشاهده نمايند كه محتاج و فقير و شكسته و عليلاند آنگاه شيطان در مقام فريب ايشان بر مىآيد كه:معلوم است كه خدا را نظر لطف و مرحمتى با ما هست كه با فقرا نيست.و محبّتى كه با ما دارد با ايشان ندارد.و اگر نه چنين بودى چنانكه با ما احسان فرموده است با ايشان نيز كردى.و چون لطف و محبّت او با ما بيشتر است ظاهر است كه در آخرت نيز احسان او با ما بيشتر خواهد بود.و مرتبه ما بالاتر خواهد بود.
و اين خيالى است فاسد و توهّمى است باطل.بلكه در نظر ارباب بصيرت اين عين ذلّت و پستى و خوارى و نگونسارى است،زيرا نعمتهاى دنيا و لذّتهاى آن همه موجب هلاكت،و باعث دورى از درگاه ربّ العزّةاند.نفس انسانى از آنها هلاك مىگردد.و از اين جهت خدا،دوستان خود را در دنيا از آن پرهيز مىفرمايد و محافظت مىكند.
همچنان كه پدر مهربان،فرزند عزيز خود را از حلويّات و طعامهاى لذيذ پرهيز مىدهد.
و معامله خدا با مؤمنين و اهل كفر و فسق در دنيا مثل كسى است كه:دو بنده داشته باشد كه يكى را نهايت محبت و دوستى داشته باشد و ديگرى در نظر او خوار و پست باشد پس اوّلى را از لهو و لعب منع مىكند.و او را در مكتب محبوس مىسازد تا علم و ادب بياموزد.و او را در هنگام مرض،دواهاى ناگوار مىخوراند.و طعامهاى لذيذ را از او باز مىگيرد.ولى دوّمى را به حال خود وا مىگذارد تا هر چه دلخواه او است چنان كند.و شب و روز خود را به بازى صرف كند.پس اگر اين بنده چنين داند كه مولاى او، او را دوستتر دارد بسى نادان و احمق خواهد بود.
و از اين سبب بود كه اكابر دين،هر وقت كه دنيا به ايشان رو مىكرد محزون مىگشتند و مىگفتند:نمىدانيم چه گناهى از ما سر زده.و چون فقر،به ايشان رو مىآورد مىگفتند:مرحبا به شعار نيكان و پسنديدگان.و امّا اهل غفلت و غرور،از اين غافلاند و چنان پندارند كه:اقبال دنيا كرامتى است از خدا،و ادبار آن ذلّت و پستى است.و از حقيقت امر غافل گشتهاند و ديده بصيرت ايشان پوشيده شده تا زحمت را رحمت،و ذلّت را عزّت دانستهاند.
خاردان آن را كه خرما ديدهاى
اى كه بس«نان كور» [١] و بس ناديدهاى
تخته بند است آنكه تختش خواندهاى
صدر پندارى و بر درماندهاى
و خدا از احوال ايشان خبر داده و مىفرمايد:« فَأَمَّا الْإِنْسٰانُ إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ
[١] نمك نشناس ،بخيل .