معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٢٣ - علائم ترقّى در مراتب توحيد
مختار و قادر باشد و لكن اختيار و قدرتش نيز مانند وجودش خواهد بود.«متاع البيت يشبه صاحب البيت»يعنى:«اسباب خانه به صاحب خانه شبيه است».و وجود انسان، وجود امكانى است،نه به مثابه وجود صرف است كه وجود واجبى باشد،و نه عدم صرف،بلكه وجودى است مشوب به عدم،و عدمى است مشوب به وجود.
پس همچنين قدرت و اختيارى كه خداوند در انسان موجود كرده نه اختيار و قدرت صرف مىتواند بود،زيرا كه اختيار صرف مختص پروردگار و عين وجود مقدس اوست،پس چگونه مىتواند شد كه از براى ديگرى ثابت باشد؟!و چون اختيارى از براى انسان ثابت شده پس بىاختيار صرف هم نيست بلكه امرى است ميان اختيار مطلق و بىاختيارى محض.
و شايد هم مراد از«امر بين الأمرين»،قدرت و اختيارى باشد كه متوسط و بسته به قدرت و اختيار غير است،زيرا كه انسان اگر چه مختار باشد اما اختيار او از ديگرى است و آن ديگرى قادر بر سلب اختيارش در عين اختيار هست.و شكى نيست كه چنين اختيارى اگر چه از بىاختيارى بالاتر است و ليكن از اختيار مطلق فروتر مىباشد،و مرجع اين وجه نيز به وجه دوم است.
و بدان كه ثبوت اختيار به هر يك از اين سه معنى از براى انسان منافاتى با اختيار مطلق در جميع امور از براى خدا ندارد،بلكه همچنان كه اختيار مشوب به بىاختيارى في الجمله از براى انسان ثابت است،اختيار منزه از شايبه بىاختيارى در همان موارد از براى خدا نيز هست، «يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ» .[١] و استبعادى نيست در اينكه دو كس را در امرى اختيار باشد،خصوصا با وجود اختلاف در اختيار.و از اين معلوم مىشود كه در جميع افعال و احوال،چشم از وسائط پوشيدن و متوسل به صاحب اختيار مطلق شدن منافات با ثبوت نوع اختيارى از براى انسان ندارد،زيرا كه اگر چه در بعضى افعال او را في الجمله اختيارى باشد اما اختيار خدا بيشتر و قدرت او كاملتر است.
پس بر هر كس لازم است كه در هر امرى كه از براى او نوع اختيارى هست به حكم شريعت مقدسه اختيار و قدرت خود را في الجمله به كار برده و در توفيق و اتمام آن از حضرت آفريدگار استمداد نمايد،و در آنچه از تحت قدرت او بيرون است اميدوار به لطف و كرم پروردگار باشد.