معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٩١ - حكمت در مقابل جربزه و جهل
از اين بالاتر،و چه صفتى از اين بدتر كه او را از حدود انسانيت خارج و در زمره بهايم داخل نمايد.و بعد از آن تتبّع نمايد در آيات و اخبارى كه در مذمت جهل و نادانى رسيده.
و در بعضى از احاديث آن را موجب دخول نار فرمودهاند.از حضرت رسول -صلى اللّه عليه و آله و سلم-مروى است كه:
«شش طايفه به جهت شش چيز،پيش از محاسبه داخل آتش خواهند بود:يكى از آنها صحرانشينان و سكنه قرا و مواضعى كه از اهل علم خالى است به سبب جهل و نادانى كه دارند». [١]
و بعد از اينها متذكر شرافت علم شود و ملاحظه آنچه در فضيلت آن رسيده بنمايد -همچنان كه بعضى از آن مذكور خواهد شد-،پس از خواب غفلت بيدار و سعى و اجتهاد در دفع جهل خود نمايد و جدّ و جهد در تحصيل علوم ضروريّه از اهل آن كند.
فصل پنجم:حكمت در مقابل جربزه و جهل
اما ضد اين دو جنس كه حد اعتدال آنها بوده باشد:پس دانستى كه آن حكمت است،كه عبارت است از علم به حقايق اشياء.و شكى نيست كه صفت علم،افضل اوصاف كمال،و اشرف«نعوت» [٢]جمال از براى نفس انسانى است،بلكه بالاترين صفات ربوبيت است و به واسطۀ علم،انسان به شرف جوار رب العالمين مىرسد،و به سبب آن داخل عالم ملائكه مقرّبين مىشود،حيات ابدى از براى انسان از آن است و سعادت سرمدى از براى اين نوع،به توسط آن عقليه و نقليه متطابق،و جميع اهل ملل و اديان متفقاند بر اينكه بدون معرفت و علم محرم حرم انس پروردگار نتوان شد،و قدم بر بساط قرب حضرت آفريدگار نتوان نهاد و در حكمت حقه ثابت و مبين است كه علم و تجرد[١]را دست در گردن يكديگر است.هر قدر كه نفس را صفت علم زياد مىشود تجرد آن نيز زياد مىگردد.و شبههاى نيست كه مرتبه تجرّد بالاترين مرتبهاى است كه از براى انسان متصور است،زيرا كه به واسطه تجرّد،شباهت اهل«عالم ملكوت»،و
[١] بحار الأنوار،ج ٧٦،ص ١٥٦،ذيل ح ١.
[٢] جمع نعت:صفت.صفتهاى زيبا.