معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٣٣ - غفلت از خدا سبب وسوسه شيطان
در اخبار نبويّه وارد است از براى هر كسى شيطانى [١]و خلقت شيطان از آتش صرف است كه لحظهاى ساكن نمىتواند شد بلكه هميشه در شعله كشيدن و حركت است.و دانستى كه غالب ماده قوه واهمه و غضبيه و شهويه نيز از آتش است و به اين سبب قرابت ميان آنها و شيطان متحقق و به اين جهت آن را بر اينها تسلط حاصل و اينها به متابعت و پيروى آن مايلند و به جهت آتش مزاجى اين سه قوه اينها نيز دايم در هيجان و حركتاند اگر چه تحرك آنها به جهت آنكه مخلوط به غير آتش نيز هستند از شيطان كمتر همچنانكه حركت شهويه نيز از غضبيه و غضبيه از واهمه كمتر است.پس شيطان پيوسته در عروق بنى آدم در حركت و هيجان و هميشه اين قوه را به وسوسه در حركت مىآورد در آنها جولان مىكند و ساعتى از حركت و وسوسه نمىايستد زيرا كه ايستادن آن و قطع اثر آن نمىشود مگر اينكه مطيع و منقاد آدمى گردد و در نزد او ذليل و خاضع شود و از وسوسه او بايستد و چگونه آن ملعون مطيع و ذليل اولاد آدم مىشود و حال اينكه با وجود امر صريح الهى به سجده پدر بزرگوار ايشان كه گل او به يد قدرت الهى مخمر خلعت خلافت الهيه را در برداشت تن در نداد و تكبر و گردن كشى كرد و گفت: «خَلَقْتَنِي مِنْ نٰارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » [٢]مرا از آتش روشن و آدم را از خاك تيره خلق كردى چگونه سر به او فرود آورم و در پيش او ذليل شوم و قسم به عزت الهيه ياد نمود كه در صدد اغوا و گمراهى همه بر آيد. [٣]پس چگونه مىشود كه دست از وسوسه بدارد و لحظهاى انسان مسكين را فارغ گذارد مگر كسانى كه ريشۀ علايق دنيويه را از زمين دل كنده و آستين همت بر كون و مكان افشانده و به غير از يك فكر همه هموم را از دل خود بيرون كرده،خانه دل را به ياد خدا سپرده باشد،كه آن لعين در آنجا راه نيابد.و اين كسان از جمله بندگان مخلص هستند كه آن ملعون آنها را استثناء كرده و گفته: «إِلاّٰ عِبٰادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » . [٤]
غفلت از خدا سبب وسوسه شيطان
پس اى جان برادر!از اين دشمن مطمئن مشو و گمان مكن كه دلى از دست آن فارغ است،بلكه مانند خون در بدن انسان جارى و سيّال،و همۀ آن را،مانند هوا در قدح فرو گرفته.و اگر خواهى قدحى را از هوا خالى نمايى نمىتوانى تا آن را از چيز ديگر پر
[١] صحيح مسلم،ج ٨،ص ١٣٩.قريب به اين مضمون.
[٢] اعراف(سورۀ ٧)،آيه ١٢.
[٣] فبعزّتك لاغوينهم اجمعين.ص(سورۀ ٣٨)،آيۀ ٨٣.
[٤] ص(سورۀ ٣٨)،آيه ٨٣.