معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٤ - عدالت سرمنشأ كمال و سعادت
بيست و پنجم:قسمهاى او را تصديق كند.
بيست و ششم:با او دوستى كند و از دشمنى او احتراز كند.
بيست و هفتم:او را يارى كند،خواه ظالم باشد يا مظلوم،و يارى او در وقت ظالم بودن اين است كه او را از ظلم ممانعت كند و در وقت مظلوم بودن،آنكه او را اعانت كند.
بيست و هشتم:او را تسليم دشمن نكند و خوار نگرداند او را به تنها گذاردنش.
بيست و نهم:از براى او دوست داشته باشد آنچه را از براى خود دوست داشته باشد از نيكيها.
سىام:و از براى او مكروه شمارد آنچه از براى خود مكروه مىشمارد از بديها.
سيم:از اقسام عدالت،عدالتى است كه ميان زندگان و ذوى الحقوق ايشان است از اموات،مثل اينكه قروض مردگان خود را ادا كنند،و وصيتهاى ايشان را به جا آورند و ايشان را ياد كنند به تصدّق و دعا.
فصل سوم:عدالت سر منشأ كمال و سعادت
از آنچه مذكور شد معلوم شد كه:نهايت كمال و غايت سعادت،از براى هر شخصى اتصاف اوست به صفت عدالت،و ميانهروى در جميع صفات و افعال ظاهره و باطنه، خواه از امورى باشد كه مخصوص ذات او و متعلق به خود او باشد،يا امرى باشد كه ميان او و ديگرى بوده باشد.و نجات در دنيا و آخرت حاصل نمىشود،مگر به استقامت بر وسط و ثبات بر مركز.
پس اى جان برادر!اگر طالب سعادتى،سعى كن تا جميع كمالات را جامع باشى،و در جميع امور مختلفه وسط و ميانه روى را شعار خود كن.پس،اول سعى كن كه متوسط باشى ميان علم و عمل،و جامع اين هر دو مرتبه باشى،به قدر استطاعت و امكان،و اكتفا به يكى از اين دو مكن،كه هر كه اكتفا به يكى نمايد از شكنندگان پشت پيغمبر-صلى الله عليه و آله و سلم-خواهد بود،همچنان كه در حديث سابق گذشت.
و بدان كه:علم بى عمل،و بال و موجب خسران و نكال است. [١]از جاهل هفتاد لغزش را چشم مىپوشند،پيش از آنكه از عالم يكى را در گذرند. [٢]و عمل بى علم زحمت بىفايده است [٣].زيرا كه علم آن است كه:از روى علم و معرفت صادر شود.و
[١] بحار الانوار،ج ٢،ص ٣٨،ح ٦٣.
[٢] بحار الانوار،ج ٢،ص ٢٧،ح ٥.
[٣] نهج البلاغه فيض الاسلام،خطبه ١٥٣،ص ٤٨٠.