معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٦ - عدالت سرمنشأ كمال و سعادت
پس در عقليات به محض تعصب و تقليد بر يك طريقه خاصى اقتصار نكنى،نه «متكلم»صرف باشى كه به غير از بحث و جدل چيزى نشناسد،و نه«مشّائى»محض،كه دين را ضايع و شريعت را مهمل گذارد.و نه صوفى باش كه به دعواى بىگواه مشاهده و كشف خود را به استراحت اندازد،و دست از جميع علوم بردارد،بلكه بايد جميع مراتب را جمع نموده وسط همه را اختيار كنى.
پس لازم است بر طالب علم كه:ابتدا از صاحب شرع و دين،چراغ و رهبر جويد،و عقل خود را از اثر او روانه سازد،و عصاى استدلال را به دست گيرد و نفس خود را به عبادت و طاعت،و مجاهده و رياضت تصفيه نموده،قابل قبول صور علميه نمايد.پس آنچه اينها او را به آن كشانند و دلالت كنند اختيار كند،خواه موافق طريقه«حكماء» بوده باشد يا«متكلمين»،[١]و خواه مطابق قاعده«مشّائيّين»[٢]بوده باشد يا«اشراقيين»،[٣] و خواه متحد به اقوال«عرفا» [١]باشد يا«متصوفه»،[٤]و در علوم شرعيات به مجرد تبعيت، يك طريقه را اختيار نكند،نه از آن«اخباريّين»[٥]باشد كه قواعد اصوليه عقليه و نقليه و اجماعات قطعيه را التفات نمىكنند،و نه از آن اصوليين باشد كه در استنباط احكام شريعت قواعد اهل سنت را به كار مىبرند،و آراء و ظنون خود را حجّت قاطع مىشمارند،و هر ظنى را در ترجيح احكام اعتبار مىكنند و به«قياسات»[٦]عامه متمسك
[١] رك:فرهنگ لغات و مصطلحات عرفانى،ص ٣٣٠.و كتاب عرفان شهيد مطهرى.