معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٣٨ - مذمت دنيا و بىارزشى و بىاعتبارى آن
لقمان پسر خود را نصيحت مىكرد و به او مىگفت:«اى فرزند!دنيا را به آخرت بفروش تا هر دو را سود نمائى.و آخرت را به دنيا مفروش تا هر دو را زيان نمائى». [١]
«اى فرزند!پيش از تو مردمان از براى اولاد خود اموال بىشمار جمع كردند،نه مال از براى ايشان باقى ماند نه اولادشان.اى فرزند!به درستى كه تو بندهاى هستى مزدور،ترا كارى فرموده و مزدى به تو وعده دادهاند كار خود را بكن و مزد خود را بستان.و در دنيا چون گوسفندى مباش كه به سبزه زارى افتد و از آن بخورد تا فربه شود و فربهى آن سبب كشتن آن گردد.دنيا را چون پلى دان كه بر سر نهرى است،هر كه از آن بگذرد ديگر هرگز به آن عبور نمىكند.پس در آنجا نايست و به تعمير آن مشغول مشو كه تو را امر به آن نفرمودهاند.
چه بايد رخت در منزل نهادن
نبايد بر سر پل ايستادن
اى فرزند!بدان كه:فردا چون تو را بر موقف حضور پروردگار بدارند از چهار چيز از تو محاسبه جويند:يكى جوانى،كه آن را در چه صرف كردى.و از عمر تو،كه آن را بر چه باد دادى.و از مال تو،كه آن را از كجا آوردى و آن را چه كردى.پس مهيا شو و جواب آن را آماده كن.و غم دنيا را مخور كه لايق غم خوردن نيست». [٢]
غم دين خور كه دنيا غم نيرزد
عروس يك شبه ماتم نيرزد
چه خوش گفته است يكى از بزرگان كه:«هيچ چيز از دنيا روزى به دست تو نمىآيد مگر آنكه پيش از تو صاحبى داشته باشد و بعد از تو نيز صاحبى خواهد داشت.و چيزى به تو نمىرسد مگر چاشت و شامى كه بخورى،پس خود را براى يك خوردن به هلاكت ميفكن.و در دنيا مانند كسى باش كه روزه باشد و به آخرت افطار كند،زيرا شبهه نيست كه زمين همان زمين است كه پيش از تو ديگران بر آن رفتند.و اساس همان اساس است كه گذشتگان در آن تصرف كردند.اگر مملكت دارى،بسى پادشاهان كه آن را گذاشتند.و اگر ده و مزرعه دارى،چه اشخاص كه در آن تخم كاشتند». [٣]
ملك سليمان مطلب كان بجاست
ملك همانست سليمان كجاست
حجله همانست كه عذراش[١]بست
بزم همانست كه وامق نشست
حجله و بزمى است كه تنها شده
وامقش افتاده و عذرا شده
خاك همان خصم قوى گردن است
باد همان دشمن مرد افكن است
[١] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٦٩.
[٢] كافى،ج ٢،ص ١٣٤،ح ٢٠.
[٣] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٧٩.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٦٨.