معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٦٣ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
گوش هوش بدارى از زبان حال هر ذره به زبان فصيح،جلالت آفريدگار را مىشنوى.
به هر ذره بدان روئى و راهى است
بر اثبات وجود او گواهىست
تفكر در اعمال و افعال خود
و اما تفكر در اعمال خود كه از آن به مراقبت و محاسبت تعبير مىشود و اگر چه در بيان توبه ذكر خواهد شد و ليكن در اينجا نيز خلاصه آن مذكور مىشود.
و كيفيت آن،آن است كه:آدمى در هر شبانه روزى ساعتى به تفكر كار خود بيفتد و اخلاق باطنيّه و اعمال ظاهريّه خود را تفحّص كند و احوال دل و جوارح خود را تجسّس نمايد،لوح دل را در مقابل خود نهاده آن را ملاحظه كند و دفتر شبانه خود را گشوده سر تا پاى آن را مطالعه فرمايد.
پس اگر دل خود را بر طريق راستى و درستى مستقيم،و متصف به اخلاق جميله و خالى از اوصاف رذيله ديد،و اعضا و جوارح خود را مشغول طاعات و عباداتى كه به آنها متعلق است و مجتنب از معاصى و سيّئاتى كه به آنها مرتبط است يافت شكر الهى به جا آورد،و اگر مخالف اين را ملاحظه نمود در صدد علاج آن بر آيد.و اگر برخورد كه معصيتى از او سر زده به توبه و انابه قضا و تدارك آن كند.
و شكى نيست كه اين قسم از تفكر،مجالى واسع دارد،و قدر ضرورى آن مستغرق شبانه روز مىگردد و ماه و سال،كفايت استقصاء آن را نمىكند،زيرا كه قدر لازم بر هر كس آن است كه در هر شبانه روز فكر كند در هر يك از صفات مهلكه از بخل و كبر و عجب و ريا و حقد و حسد و جبن و غضب و حرص و طمع،و غير اينها از صفات.و نظر بصيرت را گشاده چراغ فكر به دست گيرد و زواياى دل خود را بگردد و از همه اين صفات تفحص كند.
پس اگر چنان فهميد كه دل او را از همه اينها خالى است در مقام امتحان خود برآيد و ببيند كه شيطان و نفس،امر را مشتبه نكرده باشند.
مثلا اگر چنان گمان كند كه ناخوشى تكبّر را ندارد،امتحان كند خود را به دوش كشيدن خيك آبى از كوچه،يا پشتهاى هيمه از بازار به خانه.
و اگر چنان فهميد كه از غضب خالى است،خود را در معرض اهانت سفيهى در آورد.
و همچنين در غير اينها از صفات،به امتحاناتى كه گذشتگان از نيكان،خود را آزمايش كردهاند آزمايش كند تا مطمئن گردد كه از ريشه جميع اين صفات و شاخ و برگ آنها در مزرع دلش اثرى نيست.آرى نفس،مكّار،و شيطان،حيلهگر و غدّار است.