معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٥ - مشتبه شدن صفات رذيله به صفات حسنه
مندرج در آن و ناشى از آن است.همچنانكه از جربزه حاصل مىشود:مكر و حيله.و از بلاهت:حمق و جهل مركب.و از تهور مىرسد:تكبر و لاف و گردنكشى و عجب.
و از جبن:سوء ظن و جزع و دنائت.و از شره متولد مىشود:حرص و بىشرمى و بخل و اسراف و ريا و حسد.و از خمود ناشى مىشود:قطع نسل و امثال آن.و علماى اخلاق، بسيارى از آنها را شرح داده و بيان نمودهاند،و ما نيز آنها را در اين كتاب بيان مىكنيم.
و دانستى كه:بعضى از آنها متعلق است به قوه عاقله،و برخى به غضبيه،و طايفهاى به شهويه،و بعضى به دو يا به سه قوه.پس ما آنها را در چهار مقام بيان مىكنيم.و بدان كه والد ماجد حقير-طاب ثراه-ابتدا بر سبيل اجمال،جميع اخلاق را از فضايل و رذائل بيان فرمودهاند،و بعد از آن در مقامات اربع،تفصيل آنها و معانى و معالجات و ساير متعلقات آنها را بيان كردهاند، [١]و چون فايدهاى چندان بر ذكر اجمال مترتب نيست،ما در اين كتاب متعرض آن نشديم.
فصل هشتم:مشتبه شدن صفات رذيله به صفات حسنه
از امورى كه دانستن آن قبل از شروع در تفصيل اخلاق و معالجات آنها لازم است،آن است كه بدانى كه بسيار اتفاق مىافتد كه از بعضى مردمان صفات و افعالى چند به ظهور مىآيد كه در ظاهر نيك است و صاحب آنها از ارباب اخلاق حسنه متصور مىشود و حال آنكه چنين نيست.
پس بايد فرق ميان فضايل صفات و آنچه شبيه به آنهاست و حقيقتا از فضايل نيست دانسته شود،تا بر غافل مشتبه نشود و بر گمراهى نيفتد.و هر كسى عيوب نفس خود را بشناسد تا طالب فريب نخورد،و خود را صاحب اخلاق جميله نشمرد،و از تحصيل معالى [٢]اخلاق باز نماند.
پس مىگوئيم كه:دانستى كه صفت«حكمت»عبارت است از علم به حقايق موجودات به نحوى كه هستند،و لازم اين،علم اليقين و اطمينان نفس و ثبات خاطر افتاده است.پس محض فرا گرفتن بعضى از مسائل به عنوان تقليد و بيان تقرير آنها بر وجه لايق،بدون وثوق و اطمينان نفس،حكمت نيست،و صاحب آن را حكيم نمىنامند،زيرا كه حقيقت حكمت،منفك نمىشود از اعتقاد جازم و تصديق قطعى.و يقين چنين شخصى مانند طفلى است كه خود را شبيه به مردان كند،و سخنان ايشان را
[١] جامع السعادات،ج ١،ص ٩.
[٢] معالى جمع«معلاة»به معناى شرف و رفعت است.