معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤١٤ - زكاة
بيگانگان مىتوان مضايقه كرد از همسايگان مضايقه آن قبيح است.همچنين تنگ گيرى و مضايقهاى كه در خريد و فروش ضرر ندارد در ميهمانى نمىتوان كرد.و مضايقه در بعضى چيزها تفاوت دارد با مضايقه كردن در پارهاى چيزهاى ديگر.چنان كه مىبينيم كه آب و نان و امثال آن با بعضى چيزهاى ديگر مختلف است.و اهل و عيال و دوست و آشنا و خويش و قوم و همسايه و رفيق با ديگران تفاوت مىكند.
و همچنين آنكه بايد خرج كند مختلف مىشود.پس غنى و فقير و امير و رعيّت و عالم و جاهل و طفل و كامل،يكسان نيستند.
و سخى،آن است كه:هر چيزى كه سزاوار باشد،خواه به حسب شرع و خواه به حسب مروّت و عادت،مضايقه نكند.و بخيل،آن است كه:در يكى از آنها تنگ گيرى و مضايقه كند.و تعيين مقدار آن را نمىتوان كرد.هر گاه كسى مال بسيارى داشته باشد و آنچه به حسب شرع و تعارف و مروت لازم باشد به جا آورد،و ليكن از قدر لازم تجاوز نكند.و مستحبات و مستحسنات را به جا نياورد.بلكه مال خود را به جهت روز بينوائى و حوادث روزگار محافظت كند.چنين كسى اگر چه در نزد عوام مردم بخيل نباشد و ليكن در نظر خواص،از صفت بخل خالى نيست.و او را جواد و كريم نگويند، زيرا كه:در نزد ايشان صفت جود و سخاوت آن است كه:در بذل مال،غرض دنيوى نداشته باشد.
پس كسى كه بخشش و عطا مىكند به جهت مدح و ثنا و شهرت و نام نيك و دست آوردن دل مردم و تحصيل محبت ايشان و يارى جستن از آنها،سخى و جواد نيست.بلكه اهل معامله است و شهرت و مدح و امثال آن را به مال خود مىخرد.
فصل:نكات باطنيه سخاوت
اشاره شد به اينكه:بذل و عطائى كه لازم صفت جود و سخاوت است شامل امورى چند است كه بعضى از آنها واجب و برخى مستحب است.و در خصوص فضل و ثواب هر يك از آنها اخبارى وارد شده،و هر كدام را آداب و شرايط ظاهريّه و نكته و دقايق باطنيهاى است.و شرايط ظاهريه آنها در كتب فقه مذكور است.
و در اينجا اشاره به بعضى از آداب و نكتههاى باطنيّه آنها مىكنيم.لهذا مىگوييم كه:عطاهاى واجبه چند چيز است:
اوّل:زكاة
و آن از همه عطايا اهمّ،و بر جميع صدقات،مقدم است.گلشن مكنت و ثروت را