معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤١٢ - معالجۀ مرض بخل
آن است كه:چون طفل را مىخواهند از شير بگيرند و پستان را از ياد او ببرند او را به گنجشك و امثال آن مشغول مىكنند.و شكى نيست كه:گنجشكبازى،كمال طفل نيست،و ليكن بعد از علاج،شوق او به گنجشك مىشود.پس همچنين اين شخص ضرر ندارد كه ابتدا دل خود را به اين قصدها شاد كند تا علاقه مال از دل او تمام شود، آن وقت در صدد تصحيح قصد و نيّت خود برآيد.
و مخفى نماند كه:عمده در علاج اين صفت،قطع سبب آن است.و سبب آن دوستى مال دنيا است،پيش از دوستى امور ديگر،كه بر احسان مترتب مىشود.و سبب دوستى مال،يا محبت لذتها و شهوتهاى دنيويهاى است كه به مال به آنها مىتوان رسيد.
يا به شركت طول امل،يا به جهت نگاهدارى و ذخيره كردن از براى اولاد است.يا بدون سبب،خود مال را دوست دارد از حيثيّت آنكه مال است.همچنان كه مىبينيم كه بعضى از پيران كار افتاده اين قدر مال دارند كه آنچه اميد به عمر خود دارند كفايت ايشان را مىكند.و اموال بسيار زياد مىماند و فرزندى هم ندارند كه احتياط او را كند.با وجود اين،شب و روز در سعى و زحمت از پى تحصيل مال،و بر روى هم نهادن آناند.
و بسا باشد كه بر خود نهايت تنگ گيرى كنند و به مشقّت گذرانند.بلكه از دادن خمس و زكوة مضايقه نمايند.و به خرج كردن دينارى در علاج بيمارى خود راضى نشوند.و چنين كسى عاشق درهم و دينار است.و لذت او به داشتن مال است.و با وجود اينكه مىداند كه:عن قريب مىميرد و دشمنان او مال او را غارت مىكنند،دينارى به مصرف دنيا،يا آخرت خود نمىرساند.و اين مرضى است كه معالجه آن در نهايت اشكال است،به خصوص در ايام پيرى،زيرا كه:مرض در اين وقت مزمن شده است و قوّت گرفته و بدن ضعيف شده است و مقاومت با مرض نمىكند.و چنين كسى در نهايت ضلال و گمراهى،و مصداق «خَسِرَ الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةَ » [١]است.بلكه هر كه فرقى ميان سنگ و زيادتر از قدر حاجت از مال ببيند،جاهل و احمق و نادان مطلق است.
زر از بهر خوردن بود اى پسر
براى نهادن چه سنگ و چه زر
و چنين كسى بايد تأمل كند كه تفاوت مالى كه خرج نكنى و به كار تو نيايد با خاك صحرا و آب دريا و سنگ كلوخ چه چيز است؟چنان انگار كه در زير خانه تو خمهاى پر از طلا و نقره مدفون است،چون تو خرج نكنى با خاك چه فرق دارد؟و حال اينكه اگر آن را در زير هزار سنگ پنهان كنى روزگار آن را به باد يغما خواهد داد.
خواه بنه مايه و خواهى بباز
كانچه دهند از تو ستانند باز
و اگر سبب آن حب شهوات و طول امل باشد بايد معالجه آن را به آنچه در حرص
[١] حج(سوره ٢٢)،آيه ١١.