معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٣٧ - مذمت دنيا و بىارزشى و بىاعتبارى آن
برداشته و اهل زهد در دنيا هستند بساط خود را زمين قرار دادهاند.و فرش خود را خاك.و از دنيا منقطع گشتهاند.و هر كه از دنيا دست برداشت همه مصيبتهاى دنيا نزد او سهل و آسان مىگردد.و بدانيد كه:خدا را بندگانى است كه گويا مىبينند اهل بهشت را در بهشت،و اهل دوزخ را در دوزخ.همه كس از شر ايشان مأمون،و دلهاشان محزون، بارشان در دنيا سبك،و كارشان با دنيا اندك،دو سه روزى زحمت را بر خود پسنديده و در سراى جاويد به راحت ابدى رسيده،چون شب درآيد در خدمت پروردگار بر قدمهاى خود ايستاده،و از ديده جوى آب به رخسار خود گشاده،از پروردگار خلاصى خود را از آتش جهنم مىطلبند.و چون روز درآيد با مردمان به حلم و دانائى و نيكى و پرهيزكارى رفتار مىكنند.از خوف و عبادات،چون چوب تراشيده شده،هر كه اينجا ايشان را بيند چنان پندارد كه بيمار و ضعيف و مريضاند،و با ايشان مرضى نيست.يا چنان گمان نمايد كه عقل ايشان پريشان شده و پريشانى ايشان از فكر كار عظيمى است كه در پيش دارند». [١]
حضرت امام محمد باقر-عليه السّلام-به جابر انصارى فرمودند كه:«اى جابر! چيست دنيا و چه مىتواند بود؟آيا دنيا چيز ديگرى است به غير از غذائى كه بخورى، يا جامهاى كه بپوشى،يا زنى كه شهوت خود را از آن بنشانى؟اى جابر!اهل ايمان دل به دنيا نمىبندند.اى جابر!آخرت خانه بقا و قرار،و دنيا منزل فنا و زوال است.وليكن اهل دنيا را غفلت فراگرفته و از ياد عقبى ايشان را بيرون برده است». [٢]
و حضرت صادق-عليه السّلام-فرمود كه:«دنيا مانند آب درياست،هر چه تشنه از آن مىنوشد تشنگى او زياد مىشود تا او را بكشد». [٣]
و فرمود كه:«چون خدا موسى و هارون-عليهما السلام-را امر كرد كه به دعوت فرعون روند،وحى به ايشان فرستاد كه اگر خواهم چنان زينت دنيا را به شما مىدهم كه چون فرعون شما را ببيند عجز و بيچارگى خود را بشناسد و ليكن من دنيا را از شما باز مىگيرم و دنيا را به شما تنگ مىگيرم،با همه دوستان خود چنين مىكنم.و نعيم دنيا را از ايشان دور مىكنم همچنان كه شبان مهربان،گوسفندان خود را از جاهاى خطرناك و گياههاى زهرناك دور مىكند.و اين نه از پستى ايشان است در نزد من،بلكه به جهت آن است كه:كامل كنند نصيب خود را از كرامت من». [٤]
[١] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٤٣،ح ١٨.
[٢] كافى،ج ٢،ص ١٣٣،ح ١٦.
[٣] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٧٩،ح ٤٠.
[٤] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٧.