معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٤٣ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
كه عذاب به واسطه معصيت،با كرم منافاتى ندارد.و كرم جايى دارد.و عدل،مكانى.و قهر،موضعى.
اى جاهل!سرى به جيب تفكّر فرو بر و بين آنكه تو را به كرم خود وعده داده،و رحم خود را بيان فرموده تخصيص به آخرت فرموده،يا در دنيا نيز كريم و رحيم است و وعده روزى به تو داده و فرموده است:
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ».يعنى:«هر كه خدا را وكيل خود كند،او را كافى است»؟! [١]اگر گويى تخصيص به آخرت دارد،خود دانى كه دروغ مىگويى،بلكه كافرى.و اگر،شامل دنيا و آخرت است،چگونه به جهت تحصيل دنيا آرام نمىگيرى؟!و به قدر قوّه خود سعى در خصوص آن مىكنى؟!كو آن كرم و رحمى كه شيطان تو را مغرور ساخته؟!اى مغرور ستمكار!چگونه كرم اقتضا مىكند كه:ظالم قوى پنجه بر بندگان ضعيف خدا ظلم كند.و اموال ايشان را به ستم بستاند.و دل ايشان را برنجاند.و به فحش و دشنام،ايشان را ايذا كند،يا خون ايشان را بريزد.عرض و ناموس ايشان را برباد دهد.و دود از نهاد ايشان بر آورد.و ايشان دسترسى به جايى نداشته باشند.و با وجود اين،خداوند عادل،انتقام مظلوم را از ظالم نكشد،و دل مظلوم را شاد نگرداند؟!!! نوع پنجم:جمعى هستند كه به فريب شيطان،بعضى نامشروعات را عبادت خدا پنداشتهاند،و آنها را به جا مىآورند.و به واسطه آنها توقّع آمرزش دارند.بلكه خود را آمرزيده مىدانند.
و اين نوع را مثال بسيار است،مثل اينكه:بعضى از ظلمه به ظلم و ستم،مال مردم را مىگيرند،و آن را به فقرا مىدهند.يا مسجد و مدرسه و پل و رباط بنا مىكنند.و از اين قبيل است كه بعضى از اهل علم در مجامع و محافل،تكليف به شخص صاحب آبرويى مىكنند،كه مبلغى به فقيرى يا به جهت بناى خيرى بدهد،و نمىدانند از وجوه واجبه چيزى برذمّه او هست يا نه و آن بيچاره از ردّ او خجالت مىكشد.بلكه بسا باشد كه مىترسد.
و مثل اينكه بعضى از تعزيه خوانان كه در تعزيه حضرت امام حسين-عليه السّلام- غنا مىكنند.و احاديث دروغ جعل مىنمايند.و مثل آنچه بعضى از عوام النّاس در تعزيه سيّد الشهداء-عليه السّلام-مرتكب مىگردند،كه موضعى را زينت مىكنند،و مانند اهل كوفه و شام آنجا را آئين مىبندند.بلكه بعضى از اهل ظلم،زينت آنها را از مال فقرا و رعايا مىگيرند.و جمعى در دهه اوّل محرم،مجلسها و محفلها آراسته
[١] طلاق،(سورۀ ٦٥)آيۀ ٣.