معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥١٧ - شرايط آمر و ناهى
نمىبخشد.و دانستى كه با وجود عدم اثر،امر و نهى واجب نيست.
خلاصه اينكه:امر به معروف و نهى از منكر،به دو وجه مىشود:
شرايط آمر و ناهى
يكى به قهر و تسلّط،مثل شكستن ساز و ريختن شراب و باز داشتن از زنا و لواط و امثال اينها.و شرط اين وجه،عدالت و عدم صدور آن معصيت از امر و نهى كننده نيست.
و يكى ديگر به وعظ و نصيحت و ترسانيدن از خدا و عذاب،و ظاهر آن است كه:
چون با وجود فسق آن شخص،و ارتكاب خود،آن معصيت را اثرى بر نصيحت او مترتّب نشود،شرط باشد كه:مردم او را مرتكب آن معصيت ندانند.
و آنچه مذكور شد از براى هر كسى است كه ملاحظه معصيتى را كند و بر آن مطلع شود.اما شخصى كه خود را نصب مىكند از براى اصلاح حال مردم،و ارشاد و هدايت ايشان،و تبليغ احكام شريعت،و بر مسند نيابت حضرت سيّد المرسلين و ائمّه معصومين -صلوات اللّه عليهم اجمعين-مىنشيند بايد متّصف به صفت تقوى و عدالت و ورع و زهد باشد.و عالم به احكام كتاب خدا و احاديث ائمّه هدى بوده،جامع شرايط حكم و فتوى باشد.
و اشاره به اين شخص فرموده است حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-در مصباح الشريعه كه مىفرمايد:«هر كه هوا و هوس خود را ترك نكرده،از آفات نفس امّاره و شهوات آن دورى نجسته،و لشكر شيطان را«منهزم» [١] نساخته،و در پناه خدا و امان و نگاهدارى او داخل نشده،صلاحيّت امر به معروف و نهى از منكر را ندارد،زيرا كه هر كه:چنين نباشد هر وقتى كه امرى از اوامر الهيّه را ظاهر سازد حجت بر خود او مىشود،و مردم به او يقين نمىكنند و خداى-تعالى-مىفرمايد:«آيا مردم را به خوبى امر مىكنيد و خود را فراموش مىنمائيد؟و خطاب به او مىرسد كه:اى خيانتكار! مخلوقات مرا نهى مىكنى از آنچه خود به عمل مىآورى و داخل آن گرديدهاى؟!». [٢]
و بدان كه:از براى چنين شخصى،يعنى كسى كه بناى امر به معروف و نهى از منكر مىگذارد و در صدد اصلاح حال مردم بر مىآيد سزاوار است كه:خوش خلق و صاحب صبر و حلم و قوىّ النّفس باشد كه از سخن مردم مضطرب و اندوهناك نشود.و اگر در حقّ او چيزى گويند كه لايق او نباشد متزلزل نگردد،زيرا كه:مردم همگى تابع هوا و هوساند،و در پى استيفاى لذّات خوداند.پس اگر ايشان را نهى كند،بر ايشان شاق
[١] شكست خورده.
[٢] مصباح الشريعه مترجم،ص ٣٥٧،باب ٦٤.