معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٤٥ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
عوام تجاوز نموده،و نه يك مذهبى را پا برجا كرده.گاهى به اين رأى ميل كند،و زمانى آن قول را اختيار مىكند.و عقايد او مانند ريسمانى كه در مقابل باد آويخته باشد، گاهى به چپ ميل كند گاهى به راست.از اكثر علوم آگاه،و ليكن در معرفت خدا گمراهاند.
خداوند علم و خداوند رأى
شناساى هر چيز غير از خداى
و با وجود اين،چنان پندارد كه هيچ كس چون او خدا را نشناخته،و به صفات او دانا نشده.و فكر كردن در شبهات جدليّه كلاميّه را افضل طاعات داند.و به آن توقّع ثواب دارد.و به اين خيال فاسد،مغرور،و فريفته شيطان شده.و از علوم دينيّه،كه منشأ سعادات دنيويّه و اخرويّهاند،باز مىماند.و به طاعات و عبادات و تهذيب اخلاق نمىپردازد.و غافل از اين شده است كه:اين شكوك و شبهات را مد خليّتى در تصحيح عقايد نيست.و از اين جهت عقايد بسيارى از عوام النّاس از اين شخص محكمتر است.
بلى:فايده بعضى از مسائل اين علم آن است كه:اگر ملحدى يا صاحب بدعتى در مقام تخريب دين برآيد،و دفع وى به قهر و غلبه ميسّر نباشد،صاحب علم و جدل، تشكيكات او را به قواعد علم مناظره دفع نمايد.و در بسيارى از اعصار،به خصوص در اين ازمنه،فايده و اثرى بر آن مترتّب نمىگردد،زيرا مبتدعى كه دفع او موقوف به اين علم باشد نادر است.و حصول بدعت و شبهه از براى كسانى كه در اين علم فرو رفتهاند، بيشتر است.
و فرقهاى ديگر هستند كه كمال را منحصر در عبارت فهمى مىدانند.و روزگار عزيز خود را صرف فهميدن مطالب غير،كه صحت آنها معلوم نيست مىكنند.بلكه گاه است از براى عبارتى وجوه بسيار،و احتمالات بىشمار پيدا مىكنند.و مدّتهاى مديد از عمر را به دانستن احتمالات عبارت مخالف مذهبى،يا فاسقى در مسألهاى كه نه به كار دنيا مىآيد،و نه به كار آخرت ضايع مىكنند.و اين عمل لغو را كمال و دانش مىدانند.و از تحصيل معارف باز مىمانند.
و طايفهاى ديگر اوقات خود را مصروف بر تعلم صرف و نحو و معانى و بيان و شعر و منطق مىنمايند.و روزگار خود را در دقايق آنها به انجام مىرسانند.به گمان آنكه علم شريعت و حكمت بر آنها موقوف است.و غافلاند از اينكه علمى كه موقوف عليه علمى ديگر است،بايد به قدر ضرورت در آن اكتفا نمود.علاوه بر اين،آن هم وقتى فايدهاى دارد كه از آنچه مقصود است به كار برده شود،نه اينكه تمام عمر را صرف همان مقدّمه كرد و از مقصود اصلى باز ماند.
و گروهى ديگر هستند كه:مشغول علم شريعت مىشوند،و ليكن برفن معاملات،از