معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧١ - راه معالجه امراض نفسانى
مظنه حدوث چندين مرض،خود را از جماع نگاه ندارد،و بدون رغبت طعام خورد.و تفريط در آن:مانند اينكه در تحصيل قوه ضرورى كوتاهى كند،و اهل و عيال را ضايع گذارد،يا ترك مزاوجت نموده،نسل خود را منقطع سازد.و ردائت در آن:مثل اينكه ميل به مقاربت پسران نمايد و از لقمههاى حرام و شبههناك احتراز نكند.
اسباب امراض نفسانى
و اما اسباب امراض نفسانيه و انحراف اخلاق از حد اعتدال،بر سه قسم است:
يا نفسانى است،يا خارجى،يا جسمى.
و اسباب نفسانيه آن است كه:در ابتداى فطرت از براى آدمى حاصل باشد.مثل آنكه قوه ادراك او ضعيف باشد،يا در او قوه شهوت اصلا نباشد.
و اسباب خارجيه آن است كه:به سبب عوارض خارجيه حاصل شده باشد.مثل اينكه با بدان نشسته،يا حكايات ايشان را شنيده،و ميل و شوق به آنها نموده و پيروى و متابعت كرده و مرتكب اعمال ناشايست گشته تا آنكه ملكه او شده.
و اسباب جسمانيه آن است كه:به سبب ناخوشى و مرض،در بدن صفات بد حاصل شده باشد،همچنان كه مشاهده مىشود كه به سبب بعضى از امراض،آدمى را كج خلقى به هم مىرسد،يا ضعف و«فتور» [١]در قوه شهويه پيدا مىگردد.
راه معالجه امراض نفسانى
و اما طريق معالجه كليه در امراض نفسانيه آن است كه:بعد از آنكه سبب آن را شناخت،اگر سبب مرض جسمانى باشد سعى در معالجه بدن نمايد،و آن مرض را از بدن دفع كند.و چنانچه سبب خارجى يا نفسى باشد،طريق معالجه كليه آن مثل معالجات امراض جسمانيه باشد.
و طريق معالجات كليه در امراض جسمانيه آن است كه:ابتدا به غذاهايى كه طبع آنها ضد طبع مرض است علاج مىكنند،چنانچه مرضى را كه از حرارت باشد از غذاهاى سرد مىدهند،و آنچه از سردى باشد از غذاهاى گرم مداوا مىفرمايند.پس، اگر ناخوشى جزئى باشد و به اين وسيله دفع شود«فهو المطلوب»،و اگر مرض مستحكم شده باشد و از غذا دفع آن نشود،دوا مىدهند و شربتهاى ناگوار مىچشانند،و اگر دوا نيز فايده نبخشد به زهر و سمومات معالجه مىنمايند.و بعضى امراض حادث مىشود
[١] سستى.