معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٠٨ - كوتاهى و مسامحه كردن در امر به معروف و نهى از منكر
و نيز آن حضرت فرمود كه:«چنان نپندارد كسى از شما كه چون مؤمنى را شاد كرد فقط او را شاد كرده است،نه،بلكه و اللّه ما را شاد كرده است.بلكه و اللّه پيغمبر خدا را شاد كرده است». [١]
و فرمود كه:«چون مؤمن از قبر خود بيرون آيد با او«مثالى»[١] بيرون خواهد آمد و به او خواهد گفت:بشارت باد تو را به كرامت و سرور از جانب خدا.آن مؤمن خواهد گفت:خدا تورا به خير بشارت دهد.پس آن مثال همراه او خواهد رفت و او را بشارت خواهد داد.و چون به امر هولناكى رسند گويد:اين از تو نيست.و چون به خوبى رسند گويد:اين از تو است.و از او جدا نخواهد شد تا او را به مقام حضور بارى-تعالى- باز دارد.پس چون امر الهى رسد كه او را به بهشت برند،آن مثال خواهد گفت كه:
بشارت باد تورا،كه خداى-تعالى-امر فرموده تو را به بهشت برند.آن مؤمن گويد خدا تو را رحمت كند تو كيستى كه با من همراهى كردى و مرا بشارت رسانيدى؟گويد:من آن سرورى هستم كه در دنيا مرا داخل دلهاى برادران خود مىكردى.خداى-تعالى- مرا خلق كرد كه تو را بشارت رسانم و در تنهائى انيس تو باشم». [٢]
و اين قدر كه از براى ادخال سرور بر برادران دينى فضيلت و ثواب وارد شده است همان قدر معصيت و عذاب در اندوهگين كردن آنهاست.و كسى كه شاد شود از غمناكى بندگان خدا،خبيث النّفس و ناپاك طينت است.
و شكى نيست كه:اين صفت،ناشى از خباثت نفس است.و بسيارى از خبيث طبعان، به اين صفت مبتلا هستند،و در پى آناند كه أخبار موحشه را به مردم رسانند.و چون خبرى شنيدند كه موجب غم و اندوه كسى است،آرام نمىگيرند تا آن خبر را به او رسانند.
صفت پنجم:كوتاهى و مسامحه كردن در امر به معروف و نهى از منكر
و سبب آن يا ضعف نفس است،يا طمع مالى.و آن از جمله مهلكات است.و ضرر آن عام،و فساد،آن تام است،زيرا اگر بساط امر به معروف و نهى از منكر پيچيده شود،و اساس آن برچيده شود،آيات نبوّت از ميان مردم بر طرف،و احكام دين و ملت ضايع
[١] كافى،ج ٢،ص ١٨٩،ح ٦.
[٢] كافى،ج ٢،ص ١٩٠،ح ٨.