معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٩٣ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
فصل:جاه و رياست بىضرر و ممدوح
بدان كه:-همچنان كه مذكور شد-اگر چه حب جاه و شهرت از مهلكات عظيمه است و ليكن نه چنين است كه جميع اقسام بدين مثابه باشند.و تفصيل اين اجمال،آنكه:
چون دنيا مزرعه آخرت است و همچنان كه از مال و منال دنيوى تحصيل توشه آخرت مىتوان نمود،همچنين في الجمله جاهى نيز معين تحصيل كمالات اخرويه مىتوان شد، زيرا آدمى را در تعمير خانه آخرت همچنان كه في الجمله مأكول و ملبوس و مسكن احتياج است،همچنين ناچار است او را از خادمى كه خدمت او كند.و رفيقى كه اعانت او نمايد.و صاحب تسلّطى كه دفع ظلم اشرار از او كند.
پس اگر دوست داشته باشد كه در نزد خادم و رفيق،يا سلطان و حاكم،بلكه ساير مردمان،قدر و منزلتى داشته باشد تا معين و يار او باشند در زندگانى و تحصيل سعادت جاودانى و از مفاسد جاه،چون:كبر و عجب و ظلم و تفاخر و نحو اينها اجتناب كند، محبت اين قدر از جاه،موجب هلاكت نمىگردد،بلكه شرعا محمود و از جمله اسباب.
آخرت است.و دوستى چنين شخصى اين قدر از جاه را،نظير آن است كه:كسى دوست داشته باشد كه در خانه او بيت الخلائى باشد تا قضاى حاجت او شود.و اگر احتياج به آن نداشته باشد از بودن آن در خانه متنفّر باشد.
و اگر كسى محبّت جاه و شهرت داشته باشد نه به جهت تحصيل آخرت و ليكن مقصود از جاه،توسّل به لذّات دنيويّه و تمتّع از شهوات نفسانيّه نباشد به امرى خلاف شرع متوسّل نگردد،بلكه في ذاته جاه و برترى و اشتهار و سرورى را دوست داشته باشد و طالب قدر و منزلت خود در دلهاى مردمان باشد،چنين شخصى اگر چه صاحب صفت مرجوحى است و ليكن مادامى كه حب جاه،او را بر معصيتى واندارد فاسق و عاصى نخواهد بود.
و همچنين هرگاه كسى طلب قدر و منزلت در دلها كند به نشر صفتى از صفات كماليه خود كه به آن متصف باشد،يا به پوشيدن عيبى از عيوب خود كه به آن مبتلا شده باشد، يا انكار معصيتى كه از او سرزده باشد جايز است.بلكه پرده خود را دريدن و قبايح اعمال خود را فاش كردن،شرعا محرّم و مذموم،و كسى كه مرتكب آن گردد در نزد عقل،معاقب و ملوم است.
هان،تا چنان گمان نكنى كه حب جاه و بلندى و سرافرازى و ارجمندى نيست مگر از براى تحصيل كمالات اخرويه يا وصول به لذّات و شهوات دنيويّه،زيرا كه:آن گمان،ناشى از غفلت از حقيقت انسان است.زيرا جزو اعظم انسان بلكه تمام حقيقت